تبلیغات
صراط خوبان - ازدواج یا زنا؟

صراط خوبان
 
>


                                      
                   

 

الطاف الهی...


باسلام خدمت شما دوستان وپیروان مكتب اهل بیت  علیهم السلام

بدون مقدمه بگویم تا سخن ازمساله ی ازدواج موقت یه میان می آید عده ای دانسته یا ندانسته از آن به عنوان حربه ای ضد مکتب غنی تشیع استفاده میکنند. وبا بد جلوه دادن آن تمام تلاششان را میگذارند تا  مکتبی که آوازه ی حقانیتش ان شاءالله عالمگیرخواهدشدرا در اذهان مردم زشت جلوه بدهند.
مدتی پیش با جوانی پیرامون مساله ازدواج موقت گفتگویی داشتم که برخی ازآن را دراختیارشما ره پویان حقیقت قرار میدهم .به امیداستفاده ی شمادوستان.



میگفت:

در مذمت شما شیعیان همین بس که صیغه را معتبرونوعی ازدواج  می دانید...



ادامه مطلب...

گفتم:


دوست من ابتدا باید تعریف ازدواج را دانست وسپس در مورد حلال وحرام بودن ان سخن گفت.چرا که نکاح پیوندی است بین زن وشوهراست که این  پیوند گاهی به صورت دائمی است وحد و مرزی برای آن در عقد بیان نمی شود وگاهی با همان ماهیت ولی به صورت محدود.موقت. و با مدت معین است که هر دو به عنوان ازدواج شرعی انجام میگیرد.و تفاوت این دو تنها در دائم و موقت بودن آن است.



میگفت:


کجای این کار شما که مدتی را با دختر یا زنی سر کنید شبیه به ازدواج است ؟


 گفتم:


این سخن نشان از بی اطلاعیان دارد اگر نگویم در سایر خصوصیات باید بگویم در غالب خصوصیات نکاح "متـعـه" همچنان ازدواج دائم شرایطی معتبر است.


1.زن ومرد باید مانع شرعی در ازدواج از قبیل نسب و سبب ودیگر مونع شرعی نداشته باشند و گرنه عقد آنان باطل است.


2.مهریه ی مورد رضایت طرفین باید در عقد ذکر شود.


3.مدت ازدواج معین باشد.


4.عقد شرعی اجرا گردد.


5.فرزندی که از آنان متولد میشود فرزند مشروع آنان است همان گونه که برای فرزندان متولد شده با نکاح دائم شناسنامه گرفته میشود باید بری فرزندی که در نتیجه نکاح موقت متولد میگردد نیز شناسنامه اخذ گردد.و در این مورد هم تفاوتی بین عقد دائم و موقت وجود ندارد.


 6.نفقه فرزندان . بر پدر است واولاد از پدر ومادر ارث می برند.


7.آنگاه که مدت ازدواج به پایان رسید . اگر زن یائسه نباشد باید عده ی شرعی نگه دارد و اگر دراثنای عده روشن شود که باردار است باید از هر نوع ازدواج خودداری کند تا وضع حمل نماید.


تنها تفاوت ازدواج دائم ومتعه این است که چون ازدواج متعه برای رفع ضرورت ها تشریع شده اسست. نفقه ی زن بر عهده شوهر نیست. واز نظر بسیاری از فقیهان در صورتی که زن به هنگام عقد.شرط میراث ننماید از شوهر خود ارث نمی برد.




میگفت:


قرآن  برای من الگوی زندگی است کجای قرآن دستور به عمل شما داده شده است؟


 گفتم:


«فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه»

«با زنانی که عقد موقت میبندید. لازم است مزد آنان <مهر>را بپردازید.واین یک واجب است.سوره مبارکه نساء/24»


میگفت:


از کجا موقت بودنش را استخراج کردید حقیقت این است که این  آیه برای بیان حلیت ازدواج دائم وتاکید بر پرداخت مهریه زنان نازل شده است نه برای ازدواج موقت آیا غیر از  این است؟



گفتم:


آری غیر از این است و دلایلی فراوان برای رد کلامتان وجود دارد.

دلیل اول:

چون در آیه شریفه واژه "اجر" به کار رفته است در حالی که میتوانست از واژه ی "صدقاتهن" یا "مهورهن" استفاده کند واستفاده از واژه ی "اجر" قرینه ای است براینکه مراد ازدواجی است که در عین بهره گیری یک نوع نیاز مالی نیز در کار است.

دلیل دوم:


اگر این کلمه« استمتعتم»  برای ازدواج موقت بیان نشده باشد معنای لغوی آن به معنای "بهره گیری"خواهدبود در نتیجه معنای آیه  این چنین خواهد بود:
«اگر از زنان دائم بهره گرفتید مهر آنان را بپردازید» در حالی که میدانیم پرداخت مهر مشروط به بهره گیری اززنان نیست بلکه تمام مهر بنابر مشهوریا حداقل نیمی از آن به مجرد عقد ازدواج دائم واجب می شود.
 



دلیل سوم:

واژه استمتاع در عصر رسول خدا «صلی الله علیه وآله وسلم»  بر عقد موقت اطلاق میشد نه بر عقد دائم این سخنی است که شاهدش روایتی است که مسلم در صحیحش از جابر عبدالله انصاری نقل میکند آن جا که جابر میفرماید:
«کنا نستمتع بالقبضه  من التمر و الدقیق الایام علی عهد رسول الله و ابی بکر حتی ثمه نهی عنه عمر»
«ما در عصر رسول خدا و عصر ابوبکر با یک مشت خرما و یا آرد.زنی را به عقد موقت خود در می اوردیم تا آن زمانی که عمر از این کار جلوگیری کرد.صحیح مسلم جلد4.ص131باب نکاح المتعه من کتاب النکاح»


دلیل چهارم:


  خود عمرابن خطاب از واژه ی استمتع "مـتـعــه" را میفهمید.
به این روایت که آن را نیز بیهقی در سننش نقل میکند توجه کنید.
مالک از عروه ابن زبیر نقل میکند خوله دختر حکیم بر عمر ابن خطاب وارد شد وگفت:
«ان ربیعه بن امیه استمتع امراه فحملت منه فخرج عمر ابن الخطاب فزعا یجر  رداء ه فقال:هـذه المــتــــــــــــــعه ولو کنت تقدمت فیها لرجمته»
«ربیعه  فرزند امیه. زن زایایی را به ازدواج موقت در آورده و آن زن بار دار شده است .عمر از خانه بیرون آمد. در حالیکه از روی خشم ردای خود را بر زمین میکشید گفت این همان متعه است . اگر قبلا می دانستم آن را سنگسار  میکردم.سنن بیهقی جلد7ص206»
در این کلام به وضوح دیده شد که واژه استمتع به معنای ازدواج موقت به کار رفته است تا آن جا که عمر هم واژه متعه را در مورد همان ازدواج موقت به کار برده است.


دلیل پنجم:


تنها مقصود«فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه»بیان حلیت ازدواج موقت است وگرنه اگربگوییم مراد بیان حلیت نکاح دائم است این فایده ای در بر ندارد جزاینکه بگوییم خداوندمتعال یک مطلب را دوبار تکرار کرده است چرا که حکم نکاح دائم در آیه چهارم همین سوره بیان شده است آن جا که خداوندمتعال میفرماید:
«فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع»
«زنان پاکیزه را به صورت دو تا یا سه تا یا چهار تا به ازدواج خود در آورید.سوره مبارکه نساء.4»

اخر با این بیان روشن دیگر چه لزومی داشت که مجددا خداوند با یک جمله ی دو پهلو به بیان حلال بودن زدواج دائم بپردازد؟

واگر بگوییم این آیه برای تاکید بر پرداخت مهریه نازل شده است این احتمال هم منتفی است چرا که لازم بودن پرداخت مهریه درآیه ی چهارم بیان شده است که خداوند به صراحت میفرماید:
«واتوا النساء صدقاتهن نحلة»
«مهر زنان را به صورت یک بدهی یا هدیه به آنان بپردازید.سوره مبارکه نساء.آبه 4»
پس دوست من با منتفی شدن دو احتمال بالا تنها احتمال سوم تعیین خواهد شد وآن هم عبارت است از اراده معنای ازدواج موقت از آیه ی 24سوره مبارکه نساء



دلیل ششم:


اهل بیت علیهم السلام که به اسرار وحی  از همه آگاه تر بودند همگی آیه را به همین معنا تفسیر فرموده اند و روایات فراوانی در این باره وارد شده است که به عنوان نمونه دو مورد از آن را بیان میکنم:
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
«المتعة نزل به القران و جرت بها السنة من رسول الله »
«حکم متعه در قرآن نازل شده و سنت پیغمبر بر طبق آن جاری گردیده است.نورالثقلین جلداول صفحه467»

واز امام باقر علیه السلام نقل شده است که در جواب شخصی به نام عبدالله عمیر لیثی در مورد متعه فرمود: «احلها اللَّه فى كتابه و على لسان نبیه فهى حلال الى یوم القیامة»

«خداوند آن را در قرآن و بر زبان پیامبرش حلال كرده است و آن تا روز قیامت حلال مى‏باشد.تفسیربرهان ذیل این آیه»
 

وموارد فراوان که در کتاب کافی جلد5صفحه ی 448  وتفسیر برهان جلد اول صفحه ی 360 و کتب دیگر موجود است.


میگفت:


بر فرض اینکه بپذیرم آیه در مورد ازدواج موقت است اما باید شما قبول کنید که این آیه نسخ شده است...


 گفتم:


به نظرتان در چه زمانی نسخ شده است؟



میگفت:

درزمان خود پیغمبر نسخ شده است.


گفتم:


سخن شما با دلایلی که برایتان بیان میکنم رد است:


دلیل اول:

این سخن مخالف سخن خلیفه تان«عمر» هست چرا که او این چنین گفت:

 «متعتان كانتا على عهد رسول اللَّه و انا محرمهما و معاقب علیهما متعة النساء و متعة الحج»

«دو متعه در زمان پیامبر ص بود كه من آنها را حرام كردم و بر آنها مجازات مى‏كنم، متعه زنان و حج تمتع. كنز العرفان جلد دوم صفحه 158- حدیث مزبور از تفسیر قرطبى و طبرى با عباراتى شبیه عبارت فوق نقل شده است. در سنن كبراى بیهقى در جلد هفتم كتاب نكاح نیز ذكر شده.»

این جمله مشهورى كه از عمر نقل شده گواه روشنى بر این حقیقت است كه این حكم در زمان پیامبر ص هرگز نسخ نشده است.


دلیل دوم:


اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر  قطعى است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادى در باره نسخ شدن آن در دست نیست بنا بر این طبق قانون مسلمى كه در علم اصول به ثبوت رسیده باید حكم به بقاء این قانون كرد.


دلیل سوم:


از" محاضرات" راغب نقل شده كه یكى از مسلمانان اقدام به ازدواج موقت مى‏كرد از او پرسیدند حلال بودن این كار را از چه كسى گرفتى؟

گفت: از" عمر"!

با تعجب گفتند: چگونه چنین چیزى ممكن است با اینكه عمر از آن نهى كرد و حتى تهدید به مجازات نمود؟

گفت: بسیار خوب، من هم به همین جهت مى‏گویم زیرا عمر مى‏گفت: پیامبر ص آن را حلال كرده و من حرام مى‏كنم، من مشروعیت آن را از پیغمبر اكرم  مى‏پذیرم، اما تحریم آن را از هیچكس نخواهم پذیرفت!



دلیل چهارم:


در كتاب بدایة المجتهد تالیف" ابن رشد اندلسى" نیز مى‏خوانیم كه جابر ابن عبد اللَّه انصارى مى‏گفت:" ازدواج موقت در میان ما در عهد پیامبر ص و در خلافت" ابو بكر" و نیمى از خلافت" عمر"، معمول بود سپس" عمر" از آن نهى كرد بدایة المجتهد كتاب النكاح


وسخن آخرم به شما...

بدیهى است هیچ كس جز پیامبر ص حق نسخ احكام را ندارد، و تنها او است كه مى‏تواند به فرمان خدا پاره‏اى از احكام را نسخ كند، و بعد از رحلت پیامبر ص باب نسخ به كلى مسدود مى‏شود و گرنه هر كسى مى‏تواند به اجتهاد خود قسمتى از احكام الهى را نسخ نماید و دیگر چیزى بنام شریعت جاودان و ابدى باقى نخواهد ماند. و اصولا اجتهاد در برابر سخنان پیامبر ص اجتهاد در مقابل نص است كه فاقد هر گونه اعتبار مى‏باشد.

ادامه دارد...







برچسب ها: بررسی صیغه، بررسی مساله ازدواج موقت، مقاله در مورد ازدواج موقت.، صیغه یا زنا، اهل سنت وصیغه.شبهات ازدواج موقت.یک طلبه ایذه ای.،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط سیروس بداغی
نمایش نظرات 1 تا 30
تمامی حقوق مطالب برای صراط خوبان محفوظ می باشد