تبلیغات
صراط خوبان - مناظره درمـوردتوسل به اهل بیت

صراط خوبان
 
>

               

او:

به نظرمن شما شیعیا ن مشرک هستید؟

 

 

مــــــــــن:

 چراما شیعیان مشرکیم؟

 

او:

چون شما شیعیان ازاهل بیت کمک میگیرید نه ازخدا

 

مــــــــــن:


آیامعنای شرک را میدانید؟

 

او:

شما معنای آن را بگوتا بدانم


مــــــــــن:

شرک در لغت به معنای شرکت در چیزی است وشریک همان همتا وهمتراز است وذر اصطلاح به معنای شریک قرار دادن برای خدا درحاکمیت وربوبیت است وحقیقت آن این است که کسی را همتای خدا وهم تراز او درخالقیت .مالکیت وربوبیت وعبادت بدانیم این همان شرک عظیم است


او:

ازکجا این تعریف رابیان کردید؟

 

مــــــــــن:

ازکتاب مفردات راغب وکتاب لسان العرب


 

او:

خدا در قرآن  میفرماید {ان اعبدوالله واجتنبوا الطاغوت.نحل آیه 36}  یعنی  فقط  خدا را بپرستید نه غیر او را پس چرا شما شیعیان درحرم های اهل بیت اهل بیت را میپرستید؟

من:

 باید به تو متذکر شوم که من که حرم اهل بیت علیهم السلام میروم به دوصورت عمل میکنم:


 

1:

نماز را برای خداوند وبه قصدقربت به خدا میخوانم وثواب آن را به به روح امامان هدیه میکنم


 

2:

به نیابت از امامان نمازمیخوانم وباز هم برای خداوند رکوع وسجده میکنم نه برای غیرخداوند

 

در ضمن خداوند متعال در قرآن در مورد مشرکین میفرماید: {الذین یجعلون مع الله الها آخرفسوف یعلمون.حجرآیه 96}یعنی آنان که باخدای یکتاخدایی دیگرگرفتند.به زودی خواهند دانست که در چه جهل واشتباهی بوده اندوبا چه شقاوت وعذلبی محشورمیشوند


 

ویا آیات دیگری که میفرماید{واتخذوامن دون الله آله لیکونوالهم عزا.مریم آیه81}یعنی مشرکان خدای یگانه راترک گفته وبرای احترام وعزت دنیوی خدایان باطل رابرگرفتند.


 

این آیات نشان ازاین دارد که شرک اعتقادبه به الوهیت غیرخداونداست .درحالی که ماشیعیان امامان رابندگان خدامیدانیم وما معتقدیم {لاحول ولاقوه الابالله} {ولاموثرفی الوجود الا الله}اصلا ما شیعیان به خاطر اینکه اهل بیت بندگان خوب خدا بوده اندوخوب خدا رابندگی کرده اند خدابه آن ها کرامات ومعجزات داده است


 

وتمام قدرت اهل بیت متصل به منبع الهی بوده است


 

او:

آیا پیامبران الهی کار شما راتایید میکنند که به کسی متوسل شوید وآیا پیامبران چنین کاری را کرده اند؟


مــــــــــن:


خوشم آمدسوال جالبی پرسیدید دوست دارم جوابش راازقرآن وازسوره آل عمران آیه 51وچندآیه دیگربرایتان ذکرکنم.

 

جـــــــــــواب اول:



آیه ای که اختصاص به حضرت عیسی داردکه خداونداز زبان حضرت عیسی میفرماید:

من نشانه ای از طرف پروردگارتان برایتان آورده ام من ازگل چیزی به شکل پرنده میسازم سپس درآن میدمم وبه فرمان خدا پرنده ای میگرددوبه اذن خداکورمادرزادومبتلایان به برص رابهبود میبخشم ومردگان رابه اذن خدازنده میکنم وازآن چه میخوریدودرخانه ذخیره میکنیدبه شماخبرمیدهم به یقین در اینها معجزه ای برای شما است اگر ایمان داشته باشید.


 

جْْْــــــــــواب دوم:


وآیه 64سوره نساء{ولوانهم اذظلمواانفسهم جاوک فاستغفرواالله واستغفرلهم الرسول لوجدواالله توابالهم} وماهیچ پیامبری را نفرستادیم مگرآن که به توفیق الهی ازاواطاعت کنندووقتی به خودستم کرده بودند.پیش تومی آمدندوازخدا آمرزش میخواستندوپیامبرنیزبرای آنان طلب آمرزش میکرد.قطعاخداراتوبه پذیرمهربان می یافتند

 


جــــــــــواب سوم:


ویاداستان حضرت یوسف در آن جاکه برادران یوسف به محضرپدرشان مشرف میشوند وخطاب به اومیگویند{یاابانااستغفرلناذنوبنااناکناخاطئین قال سوف استغفرلکم ربی انه هوالغفورالرحیم.یوسف 97و98}ای پدربرای گناهان ماآمرزش خواه که ما خطاکاربودیم.گفت:به زودی ازپروردگارم برای شما آمرزش میخواهم که اوهماناآمرزنده مهربان است

 

جــــــــــواب چهارم:


ویا داستان حضرت موسی که قوم اواوراواسطه قراردادندتاازعذاب خدادرامان باشندآن جاکه میفرماید{ولماوقع علیهم الرجزقالوا یاموسی ادع لناربک بماعهدعندک.اعراف آیه134}وهنگامی که عذاب برآنان فرودآمدگفتندای موسی پروردگارت رابه عهدی که درنزدتوداردبرای مابخوان .اگراین عذاب راازمابرطرف کنی حتما به توایمان خواهیم آوردوبنی اسرائیل راقطعاباتوروانه خواهیم ساخت

 

او:

خــــــــب ربطش به بــــــحث ما چیست؟

 

مـــــــــــن:


ربطش این است که کارعیسی به اذن خداست وبه اذن الله است که شفا میدهد نه اینکه عیسی *به ما هوعیسی* شفا دهد.خب اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین ما مثل عیسی هستند که به اذن خدا دردهای ما را شفا میدهندوگره گشایی میکنند.


 

اگر توسل به خوبان خدا شرک بود چراقرآن آن رانهی نمیکند وقرآن آن رابه این عظمت یادمیکند.


 

اگرشرک بود چرامردم به دیدارپیامبرمیرفتندوطلب های مغفرت راازاومیخواستند خب شرک نیست که پیامبرکه نماددین داری است ازآنها نهی نمیکند.ویا برادران یوسف ازپدرشان میخواهندو.....


 

مــــــــــــن:

راســـتـــــــی من یک سوال ازشــــــــــــما بـــپرســــــــــم؟

او:

بپرســــــــــــــــــــــید.......!!!!!!


مــــــــــــن:

آیا خدایی که به فرموده قرآن  {ان الله علی کل شی قدیر} است نمیتواندقدرت واختیارات ویژه به بندگان خاصش عطانمایدکه آن ها به اذن او اعمال کنند؟


او:

خب خدا میتواند ولی چه لزومی دارد؟


مــــــــــن:

تا این امرموجب توجه مردم به آن سفیران هدایت گردد وراه خداروشن گشته ورهبران فرزانه درجامعه اسلامی معرفی گردند.


او:

قبول دارم ولی پیامبرواهل بیت شما  مـــــــــرده اند ومرگ آن ها را ازبین برده است پس لزومی نداردبه آن ها متوسل شوید.......


مــــــــــــــن:

حرف شما را قبول ندارم چرا که اولا با مرگ تازه حیات برزخی انسان شروع میشودونیستی ونابودی برای اوراه ندارد.

 

او:

دلیل شما چیست وازکجاچنین ادعای پوچی رابیان میکنید؟

 

من:

دلیل من  قــــــــــرآن و فــعل پیــامبــران الهــی است به این آیات توجه كنید:



آیــــــــــه اول:


{وکشفناعنک غطاء ک.ق آیه 2}ما پرده ات را ازجلوی چشمانت برداشتیم ودیده ات امروز تیزاست}


 

آیــــــــــه دوم:


ولاتقولولمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیا ولکن لاتشعرون(سوره مباركه  بقره آیه154)

وکسانی که درراه خداکشته شده اند مرده نخوانید بلکه انان زنده اند ولی شما نمیدانید.



آیــــــــــه سوم:


ولاتحسبن الذین قتلوافی سبیل الله امواتابل احیاءعندربهم یرزقون(سوره مباركه آل عمران آیه169)

گروهی راكه درراه خداكشته می شوندمرده مپنداریدبلكه آنان زندگانندكه نزدخدایشان روزی می خورند.


 آیــــــــــه چهارم:


فرحین بما آتاهم الله من فضله ویستبشرون بالذین لم یلحقوابهم

(سوره مباركه آل عمران آیه 170)


آنان به آنچه خداوندازكرم خودبه ایشان داده است.خرسندوشادمانندوبه كسانی كه به آنان نپیوسته اندبشارت می دهند.

واما فـــعل  پیامبران  الهی درتاییدسخن گفت باارواح اموات كه  برای  ما حجت  است:

 

پـــیامــــــــبر اول:


حضرت صالح  با قوم خود سخن می گوید:


ازآیاتی كه گواهی می دهدارتباط بشرباگذشتگان باقی وبرقراراست آیه مربوط به مذاكره صالح باهلاك شدگان باقوم خودمی باشد:

(فعقرواالناقة و عتوا عن امر ربهم و قالوا یا صالح ا‌یتنابماتعدناان كنت من المرسلین)

شتر راكه معجزه  صالح  بود پی  كردند و از دستور پروردگار خود سرپیچیدند و گفتند: ای  صالح اگر پیامبر هستی  عذابی كه به ما وعده  می دهی بیاور

(فاختهم الرجفة فاصبحوافی دارهم جاثمین)

پس زلزله ای برثرصیحه ی آسمانی آنان رافرگرفت وم در خانه های خویش بی جان افتادند


(فتولی عنهم و قال یا قوم لقدابلغتكم رسالة ربی ونصحت لكم و لكن لاتحبون الناصحین)

آن گاه ازآنان دوری نمود و گفت: ای قوم من پیام های خداوند را به شما رسانیدم وشمارا اندرز دادم ولی شما ناصحان رادوست نمی دارید

دوست من درمفادآیه دقت كنید
خب آیه اول حاكی ازآن است كه قوم صالح ازاوعذاب الهی درخواست كردند.

آیه دوم بیان می كندكه عذاب الهی فرارسیدوهمه ی آنان را نابودكرد.

و آیه سوم حاكی از آن است كه حضرت صالح سرانجام  پس ازمرگ ونابودی آنان رابا جمله یا قوم خطاب قرارداد و گفت من پیام های الهی رارسانیدم ولی شما نصیحت گویان رادوست نمی دارید.

 
گواه روشن بر اینكه حضرت صالح پس از نابودی با آنان ســــخـــن گفت سه چیز است:

1چینش و ترتیب آیات به شكلی كه گفته شد.

2حرف فا در وازه فتولی  دال بر ترتیب است یعنی پس ازنابودی آنان  ازآنان روی برتافت وبه آنان چنین گفت:
من  پیام های پروردگارم را به شما رسانیدم و شماالخ

3جمله ولكن لاتحبون الناصحین می رساندكه آنان چندان در شقاوت فرورفته بودندكه پس ازمرگ نیز افراد پندده واندرزگو رادوست نمی داشتند
دراین آیه حضرت صالح به طورجدی باارواح اموات قوم خود سخن می گوید.وآنان رامخاطب قرار می دهد واز عنادمستمرآنان كه پس ازمرگ نیزبا آنان همراه بوده است خبر می دهد ومی گوید: هم اكنون نیز ناصحان را دوست نمی دارید.
سوره مباركه اعراف.آیات 77الی79


پیـــــــــــامبر دوم:

حضرت شعیب باارواح قوم خودسخن میگوید

(فاخذهم الرجفة فاصبحوافی دارهم جاثمین)
سوره مباركه اعراف آیه91

زمین لرزه آنان رافراگرفت ودرخانه های خودهلاك شدند

(الذین كذبواشعیبا كان لم یغنوا فسهاالذین كذبوا شعیبا كانوا هم الخاسرین)
سوره مباركه اعراف آیه92

گروهی كه شعیب راتكذیب كردند توگویی درآن دیارنبودند گروهی او را تكذیب كردند زیانكاران بودند

(فتولی عنهم و قال یاقوم لقدابلغتكم رسالات ربی و نصحت لكم فكیف آسی
علی قوم كافرین)
سوره مباركه اعراف آیه 93

ازآنان روی برتافت وگفت:
ای قوم من من پیامك های خدارابه شما رساتنیدم و شما را نصیحت كردم چگونه بر گروهی كه كافرند اندوه بخورم؟
 خب شیوه استدلال دراین آیه با آیه های مربوط به قوم صالح یكیست.


 پـــــــــــــــیامبر سوم:

حضرت محمدصلی الله علیه وآله وسلم با ارواح انبیاءسخن می گوید

(وسءل من ارسلنا من قبلك من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الهة یعبدون)
سوره مباركه زخرف آیه 45
از پیامبران پیشین بپرس آیا غیر از خدای رحمان خئایی قرار دادیم كه مورد پرستش قرارگیرد؟
 خب ظاهراین آیه این است كه  پیامبرمی تواندبا پیامبران گذشته كه درجهان دیگربه سرمی برندتماس گرفته واز آنان موضوع وارد شده در آیه را بپرسد از طرفی تازمانی كه دلیل عقلی برامتناع سوال از آنان گواهی ندهد ماحق نداریم دست از ایت ظاهر برداریم.


او:

قبول دارم .................!!

مـــــــــــن:

راستی معتبرترین کتاب حدیثی نزدشماچه کتابی است؟


او:


بعدازقران صحیحین.........!!

 

مـــــــــــــن:


اتفاقا حدیثی ازکتاب صحیح بخاری ج1ص462میخواندم که میگوید:


پیامبربه کنارقلیب بدر{جایی که کشتگان سپاه شرک دران افکنده شدند}امد وخطاب به مرده های مشرکان فرمود:انچه را که خدای ما به ماوعده داده بود حق یافتیم ایاشمانیزوعده ی خدایتان راحق یافتید؟

به حضرت گفته شد:مردگان رابه پاسخ دادن فرامیخوانید؟پیامبرفرمود:شماازانان شنواترنیستید.

 

و

یاسخن دیگرکه ابوحامدغزالی در احیاالعلوم ج1ص462میگوید:


برخی میپندارند مرگ نابودی است اما این پندارملحدان وکافران است.

 

او:

ولی در حیرتم چرااین حرفها به گوشم نخورده است وچراعالمان مااین هارا رابرای مانمیگویند؟

 

مــــــــــن:


حیرت نداردکافی است قران رابادیدی عمیق ببینید وبه دنبال حقیقت بروید

 

او:


ولی بازبرایم سوال است که چراشیعیان به اهل بیت متوسل میشوند؟


مــــــــــن:

ایاتابه حال شده است دردنیادرکارهایت به دوستت متوسل شوی ومثلا ازاودیناری پول قرض بگیری؟

او:

بله شده است وازنظرشرعی اشکال ندارد......

 

مــــــــن:

پس همانطور که مشخص شدانسان مرده همانند زنده گان میشنود چراتوسل به وی رامصداق شرک بدانیم؟

 

او:

اری درست است.ولی ایا درقران ایه ای است که مارابه متوسل شدن تشویق کند؟

 

مـــــــــــن:


بله ایه 35مائده به روشنی این کار راتایید میکند انجا که میفرماید:ای کسانی که ایمان اورده ایدوتقواپیشه میکنید.به سوی اووسیله ای برگزینید>وابتغواالیه الوسیله>

 

بدیهی است وسیله منحصرابه انجام واجبات ومحرمات نیست بلکه مستحبات وتوسل به انبیا نیزوسیله است.

 

او:

یعنی قران ازمامیخواهدکه به سوی خدا وسیله ای طلب کنیم؟


 

من:

این ایه دلالت داردبراین که مومنان دررسیدن به اهداف نهایی قرب ورضوان الهی به تحصیل تقوا{بهترین توشه}وانچه سبب تقرب اودرتمام شئون به حدامیشود نیازمندند.لفظ وسیله تمام واسطه های مقرب راشامل میشود.دراینجا"وابتغواالیه الوسیله"ازباب ذکرعام بعدازذکرخاص{تقوا}است.براین اساس پیامبر وعترت اوواسطه ی تقرب به خدای متعال هستند.


او:

دلایل دیگرچه هستند آیادلایل دیگری نیزموجوداست؟

مـــــــــــــــــن:

بله اصحاب پیامبردرزمان حیات وپس ازوفات ان حضرت به اومتوسل میشدند.پیامبردرزمان حیات خود وپس ازاودیگریاران واصحاب پیامبرازاین کارجلوگیری نمیکردند واگرتوسل به غیرخداشرک باشد بی تردیدانان ازاین کارمنع میکردند

او:

ایا برای سخنانت دلیل نیزداری؟


مــــــــــــــــن:

اری.مثلا بیهقی و ابن ابی شیبه که از

علمای اهل سنت هستنددرکتاب المصنف ج7ص681وکتاب الدررالسنیه ص18 بااسنادصحیح روایت کرده اند:

 

درروزگارخلافت عمرمردم دچارقحطی شدند.بلال بن حرث کنارقبرپیامبر رفت وگفت:ای رسول خدا برای امتت طلب باران کن که ازگرسنگی وخشکسالی درمعرض نابودی قرارگرفته اند.

او:

میتوانی نمونه های دیگری رابرای من ذکرکنی؟

مـــــــــــــــــن:

اری درمستدرک حاکم ج4ص575 امده است:

 چون منصور دوانیقی روانه حج شدبه زیارت قبر پیامبر نیزرفت در انجا به امام مالک پیشوای مالکیان گفت:

ای ابوعبدالله روبه قبله بایستم وبه درگاه خدادعاکنم یااینکه روبه قبرپیامبرخداکنم؟

امام مالک گفت:چراازپیامبرکه وسیله ی تووپدرت ادم به درگاه خداوند است روی برگردانی؟روی به جانب اوکن واورا شفیع خود قرارده که{بی تردید}خداوندشفاعت اورادرباره ات میپذیردزیراخداوند فرموده است:ولو انهم اذ ظلمواانفسهم جاووک فاستغفروالله واستغفرلهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما.وماهیچ پیامبری رانفرستادیم مگرانکه به توفیق اللهی ازاواطاعت کنندواگرانان وقتی به خود ستم کرده بودند پیش تو می امدندوازخداامرزش میخواستندوپیامبر{نیز}برای انان طلب امرزش میکردقطعا خدارا توبه پذیرمهربان می یافتند.

 

 

وهمچنین دارمی درصحیح خود ج1ص43و44ازابوالجوزاء نقل میکند:مردم مدینه دچارقحطی شدیدی شدند لذا ازگرفتاری خود نزد عایشه شکایت بردند.اوگفت:به قبر پیامبرنگاه کنیدوبا نگاه خود ازان روزنه ای تا به اسمان بسازیدبه گونه ای که حایل ومانعی درمیان نباشد{اورا نزدخداوندئاسطه قراردهید}انان این کار را کردندورفتند.درنتیجه این توسل اسمان باریدن گرفت گیاهان روییدند شترها{ازفراوانی علوفه}چربی فراوان دادندوازشدت چاقی دریده شدند ان سال سال {چاک}نامیده شد.

 

او:

خیلی بحث مفیدی بودمن حتما برروی حرفای شماتامل خواهم کرد

مــــــــــــــــــــــن:

خـــــــــــداروشاکـــــــــــــرم





طبقه بندی: حقیقت توسل، 
برچسب ها: شرک واقعی، تعریف شرک، توسل ازدیدگاه قرآن، توسل به پیامبران، نظرصحیح بخاری درموردتوسل، آیات قران درموردتوسل.آیاتوسل به اهل بیت شرك است.جواب شبهات توسل.مناظره درموردتوسل.تفسیرایه 14سوره فاطر.قران وتوسل.توسل.شرك.وهابیت شناسی.یك طلبه ایذه ای.، حضرت صالح وتوسل.حضرت شعیب وتوسل.حضرت محمدوتوسل.توسل دركتاب های اهل سنت.توسل ازدیدگاه قران.فرق توسل وبت پرستی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 آذر 1391 توسط سیروس بداغی
نمایش نظرات 1 تا 30
تمامی حقوق مطالب برای صراط خوبان محفوظ می باشد