تبلیغات
صراط خوبان - منـاظره من درموردآیه تطهـیر

صراط خوبان
 
>

          

                              **بسم الله الرحمن الرحیم**

           *انمایریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا*

  هماناخداوندمیخواهدپلیدی وگناه را ازشما اهل بیت دورکندوکاملاشماراپاک سازد

                                         {سوره احزاب آیه 33}

 

او:

شما شیعیان برای اثبات مسئله عصمت امام هایتان به آیه تطهیراشاره میکنید.ومرادآن را امام های خودتان میدانیددرست است؟

من:

بله ماشیعیان معتقدیم این آیه دروصف اهل  بیت پیامبرنازل شده است

 

او:

مطمئن باش که اشتباه میکنیدچراکه این آیه اختصاص به زنان پیامبرداردودروصف آن هانازل شده است ومن برای حرفم دلیل دارم که آن هارابیان میکنم

من:

خب دلیل اول رابیان کنیدتامن آن رابشنوم

 

او:

خب دلیل اولم معنای آیه است که دلالت برزنان پیامبرمیکند

 

من:

قبل ازهرچیزی اولا باید دیدتان نسبت به آیات قرآن دیدی باز وباتامل باشد

 

ثانیا

مفهوم این آیه درزمان حیات پیامبرگرامی اسلام معنای خاصی داشته است وتنها به حضرت علی .حضرت فاطمه زهراوامام حسن وامام حسین اطلاق میشده است

 

 ودرکتاب های روایی شیعه وسنی آمده است که زمانی که آیه {وامراهلک بالصلوه }نازل شدپیامبراکرم چندماه هنگام نمازصبح درخانه فاطمه می آمد ودستان خودرابه سمت دوقسمت درمی نهاد وواهل آن خانه رابه نمازرهنمون میکرد وآیه تطیر راتلاوت میفرمودند

 که این سخن درکتاب های بزرگان اهل سنت به یادگارمانده است مثل اشخاصی همچون

 

*محمدابن عیسی ترمذی درسننش جلد5 ص31 *

*وابن اثیردراسدالغابه ج2 ص20 *

*وطبری درتفسیرش جامع البیان ج22 ص6

*وابن عبدالبردرالاستیعاب ص598 و.......*

این مطلب رایادآوری کرده اند

 

خب باارائه این همه سند براین واقعه به نظرنمیرسدکه جای شبهه ای باقی بماندوبایدبه یقین رسیدکه فلسفه کارحضرت رسول این بوده است که به همگان این امر رامتذکرشودکه اهل بیت موردنظرقرآن این خانواده هستند

 

او:

حرف شمارابه طورکامل قبول ندارم چراکه زوجیت باعث اهلیت میشود ؟

من:

ازسخن شما واقعا درشگفتم وبرایم عجیب است واقعا اینسخن ازشمابعیداست .......!!!!!!

 

او:

کجایش عجیب است؟

من:

همه اش عجیب است چراکه اولا زوجیت یک رابطه اعتباری است که که با طلاق ومرگ ازبین میرود

 

ثانیااین فقط شمایید که چنین ادعایی میکنید والا درطول تاریخ هیچ کدام از زنان پیامبر چنین ادعایی نکرده اند که ما از اهل بیتیم چوم زن پیامبر بوده ایم

 

مخصوصا آن جایی که اشخاصی مانند عایشه که به گواهی روایات فراوان دربازگوکردن به فضایل خود وریزه کاری های ارتباطش با پیامبرچیزی را فروگذارنمیکردند هرگز به این آیه امتساک نکرده است والااگر در وصف او بود حتمابرای خود آن را ازفضائلش بیان میکرد مخصوصا در نزاع هایی مانند جنگ جمل و.....تابتواند خود را ازاشتباهاتش تبری کند پس خواهشا بیشتر به بدیهیات توجه کنید............!!!!!!

او :

به چه چیزی توجه کنم؟

من:

به الفاظ آیه .

چرا که در آیه آمده است البیت خب هرکس که ذره ای به زبان عربی آشنایی داشته باشدمتوجه میشود که البیت یعنی یک خانه درصورتی که اگرادعای شمادرست بود ومرادزنان پیغمبربودبایدخداوند میفرمود البیوت یعنی خانه های زنان پیامبر درصورتی که خداوند چنین نفرموده بلکه شماچنین میگوییدوبدانید خداوند یک خانه راگفته که تنها خانه فاطمه الزهراسلام الله علیها است که در عین تعلق به وی به پیامبر نیزتعلق داشت

 

درضمن به ضمایر آیه نگاه کنید که خود دلیل وبرهان روشنی بر اعتقادماشیعیان است ان جا که سخن از زنان پیامبر است {یعنی ابتدا وانتهای آیه}ضمایر به صورت جمع مونث به کار رفته اندچون برای مجموعه زنان هستندمانند {لستن یا اتقیتن یاتخضعن یا بیوتکن یا وذکرن} درصورتی که ضمایری که درآیه تطهیربه کار رفته به صورت جمع مذکرهستندمانند.{عنکم و یطهرکم }که ازنظرادبیات عرب ضمیر جمع مذکر زمانی به کارمیرود که برای مجموعه ای به کار رود که یاهمه مردهستند یا غالب آن ها مردباشند که در این آیه چون غالب گروه اهل بیت مردهستند ضمایر صورت جمع مذکربه کار رفته اند

 

درصورتی که اگرخداوند زنان پیامبر راموردخطاب قرارمیدادبایدمیفرمود:انما یریدالله عنکن الرجس اهل البیت ویطهرن تطهیرا!!!!!!!!

آیا این جور فرموده است؟

او:

خیر اینجور نفرموده است ودلایل شما چون من آشنایی ابتدایی بازبان عربی دارم کاملا منطقی اند.

 

              عکسهای مدینه منوره

       

              

من:

دوست داشتم مقداری ازشهرت آیه تطهیر برایتان بگویم .موافق هستیدکه بیان کنم؟

او:

بله موافقم

من:

شهرت این آیه درمورد اهل بیت علیهم السلام آن قدرمشهود است که سعد وقاص زمانی که ازدستور معاویه مبنی بر لعن امیرالمومنین سربازمیزند درپاسخ به اعتراض معاویه این گونه جواب میدهد :

علی درنزد پیامبر سه ویژگی داشت که مانع دشنام من به اوگردید:وقتی که آیه تطهیر نازل شدپیامبر.علی.فاطمه.حسن وحسین علیهم السلام رافراخواند وفرمود خدایا اینان اهل بیت من هستند{نسایی/الخصائص ص4}

 

وهمچنین امام حسن علیه السلام درآغازخلافت خودپس ازحمدوثنای الهی خودرا این گونه معرفی میکنند :همانامن ازاهل بیتی هستم که آیه تطهیربرای مانازل شد.{هیثمی/مجمع الزوائد ج9ص146}

او:

باوجود این همه دلیل پس چرا اشخاصی مانند **عکرمه** درمیان بازارها فریادمیکشیدند که آیه تطهیر درمورد زنان پیامبر است؟

من:

دلیل این کارشان تنها کینه توزی آن هانسبت به مولا علی علیه السلام بود خب برای جواب سوالتان باید شخصیت شناسی کنیدتا به جواب برسید همین عکرمه که یکی ازشاخص ترین افرادتحریف گرابود ازخوارج بوده است وازپیروان عقیده نجده حروری بوده است که کارشان کینه توزی بامولا علی بوده است وهمین شخص به نص تاریخ وگفتار بزرگان به مغرب رفت ومذهب خوارج را در آن جا نشردادواوهمیشه متهم به کذب بود

 

مثلا ذهبی سنی مذهب درمیزان الاعتدال ج 3 ص 93وابن سعدسنی مذهب در الطبقات ج5 ص293مینویسند :

عکرمه انگشتر طلا به دست میکرد وآوازمیخواند وبه بی نمازی وبازی نرد متهم بود

 

خب آیا حرف چنین کسی به جزمباحث بحث شده{عقلی} برای شما معتبراست؟!!؟

او:

نه ولی سوالی ذهنم را را مشغول کرده است که چراباید آیه تطهیر درمیان آیه مربوط به زنان پیامبر بگیرد؟

من:

سوال خوبی پرسیدید سوالی که عالمان ماسال ها آن رامورد بررسی قرارداده اند وجواب آن رابیان کرده اند من به سخن یکی از بزرگان شیعه به نام علامه طباطبایی اشاره کنم که ایشان میفرمایند:

 

آیه تطهیر به تنهایی نازل شده است وماهیچ دلیلی نداریم که این آیه درضمن آیات مربوط به زنان پیامبر نازل شده باشد حتی یک روایت هم در این زمینه واردنشده است وحتی امثال عکرمه هم چنین اعتقادی نداشتند

 

بلکه آیه تطهیر به حسب نزول جزءآیات مربوط به همسران پیامبرنیست

 

او:

پس چرا کنار این ایه بیان شده است؟

من:

علامه طباطبایی میفرمایند:به هنگام جمع آوری آیات یابه دستورپیامبر اکرم ویابعدازرحلت اودرکنارآیات فوق قرارگرفته شده است وموقعیت آیه تطهیر درمیان آیات مربوط به همسرآن پیامبرمانند موقعیت آیه{الیوم یئس الذین کفرو}درمیان آیات مربوط به خوردنی های حرام است{المیزان/ج16ص318}

 

او:

آیاجواب های دیگری نیزداریدیا این سخن تنهاتوجیه تان بوده است؟

من:

بله جواب های دیگری نیزعالمان ماداده اند مثلا یکی دیگر از آن جواب ها این است که گاهی قرآن درحالی که درباره موضوعی سخن میگوید آن را رها کرده وبه موضوعی دیگرمی پردازد ودیگرباربازبه همان موضوع برمیگردد

 

مثلابه داستان حضرت یوسف نگاه کنید آن گاه که پرده ازخیانت همسرعزیز برافتاد وشوهرش آگاه شد.عزیزمصردرحالی که باهمسرخودسخن میگوید ناگهان خطاب رابه یوسف متوجه میکندومیگوید: {یوسف اعرض عن هذاواستغفری لذنبک انک کنت من الخاطئین.یوسف 29}ای یوسف ازاودرگذر وتوای زلیخا!! نیزازگناهی که انجام داده ای استغفارکن.تو ازخطاکاران بوده ای.

بنابراین خدادرحالی که درباره زنان پیامبر صلی الله علیه وآله سخن میگویدوگاهی آن ها راتهدیدمیکنددرآن شرایط با مطرح کردن اهل بیت وکمالات آن ها .میخواهد بفهماند این خاندان .برای شمابهترین الگوهستندوچه بهترکه زندگی آنان .سرخط زندگی شماباشد{راهنمای حقیقت ص393}

آری آیه تطهیر.عصمت اهل بیت علیهم السلام ودوری آنان ازگناه راثابت میکندوسیره عملی آنان نیزگواه عصمت ایشان بود

او:

آیااین کاریک نوع جبرنیست؟

 

خیرهیچ گونه جبری نیست وجمله یرید اشاره به اراده تکوینی خداوند دارد واین اراده تکوینی خداوند جبرنیست چراکه اهل بیت علیهم السلام دارای یک نوع شایستگی اکتسابی ازطریق اعمال خویشندویک نوع لیاقت ذاتی وموهبتی ازسوی پروردگاردارندتابتوانندالگو واسوه مردم باشند

 

 

به تعبیر دیگرمعصومان علیهم السلام به خاطرتاییدات الهی واعمال پاک خویش چنان هستند که در عین داشتن قدرت حاظر نیستند قطعه آتشی را رابردارند وبه دهان خویش بگذارند با این که نه اجباری در این کارهست ونه اکراهی واین حالتی است که ازدرون وجود خود انسان براثرآگاهی ها ومبادی فطری وطبیعی می جوشد بی آن که جبرواجباری درکارباشد

او:

خوب بودند سخنان این جلسه.حتماروی آن هافکرمیکنم والبته به کتب شخصی ام هم نگاه خواهم کرد

من:

انشاالله که این سخنان باعث هدایت همه مابشودومارابه اسلام ناب نزدیک کند

                                اللهم عجل لولیک الفرج

                   


شخصی به نام آقای علیرضاموسوی تبریزی آیه تطهیرراشامل زنان پیامبرهم دانسته وادعاکرده اگرخداوند دراین آیه جند منظورداشته باشدخارج ازبلاغت است ....چون این شبهه سالهاست توسط عده ای دراذهان می پیچدصلاح دیدم{علاوه برجوابی که دروبلاگ ایشان گذاشتم}جواب آن رادرمعرض دیدعموم هم قراربدهم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جناب موسوی ابتدابه سوال اولتان پیردازام که فرمودیدخارج ازبلاغت است خدا اول و وآخرووسط به چندگونه سخن بگویدوچند چیزرا اراده کرده باشد....این حرف شما اشکالات بزرگی دارد چرا که :

اولا : وقتى سیاق و نظم مىتواند دلیل و حجتباشد كه بدانیم گوینده از آغاز تاپایان سخن در صدد بیان یك موضوع است تا بخشى از سخن وى قرینه بخشدیگر باشد. در این صورت اگر مطلبى آمد كه با آن مخالفت داشت، مخالف باظهور سیاقى بوده، موجب اخلال به جنبه بلاغى و بیانى كلام خواهد بود.


دوما: هرگاه معلوم شود كه گوینده در صدد بیان یك موضوع واحد نیست،بلكه چند مساله متعدد و مختلف از نظر احكام و موضوع را برمىشمارد،هرچند تحتیك هدف كلى و جامع - مثل شریعتیا دین - قرار مىگیرد، همین خود مىتواند توجیهگر بیان او بوده، بین موضوعات گوناگون جمع ومسائل مختلف آن را به هم ربط دهد. این صورت بیان موضوعات مختلفنه مخالف با ظهور سیاقى است و نه موجب اخلال به جنبه بلاغى و بیانىكلام، مگر این كه متعرض مسالهاى شود كه تحت آن هدف كلى، عام و جامعداخل نمىشود. همان طور كه روشن است در این صورت هم مخل به بلاغتكلام است و هم مخالف با ظهور سیاقى آن.


سوما: وحدت سیاق، مستلزم وحدت موضوع و حكم نیست زیرا ممكن است،شیوه بیان ایجاب كند كه گوینده بعضى از جنبههاى دیگر مساله مورد نظر راهم، اگرچه از نظر طبیعت و ماهیتبا آن اختلاف داشته باشد بیان كند. ازامام باقرعلیه السلام روایتشده كه فرمود: «هیچ چیزى مانند قرآن از عقل و قیاسانسان، به دور نیست، چه اول یك آیه درباره چیزى است و آخر آن دربارهچیز دیگر و سخن متصلى است كه قابل تصرف به چندین وجه مىباشد.» (1) .

امام صادق  علیه السلام فرمود:

«اى جابر! همانا كه قرآن باطنى دارد و باطن آن، ظاهرى و هیچ چیزىمثل آن از عقل و قیاس مردم به دور نیست; زیرا اول آیه درباره یك چیز،وسط آن درباره چیز دیگرى و آخرش درباره چیز سومى فرود مىآید،در حالى كه كلامى متصل و قابل تصرف به چندین وجه است.» (2) .

آنچه جلب نظر مىكند این است كه مثالى كه امامانعلیهم السلام در این باره بیانفرمودهاند همان آیه تطهیر است كه فعلا مورد بحث ماست. از امام باقرعلیه السلامروایتشده كه فرمود: «از عقل و قیاس مردمان چیزى دورتر از تفسیر قرآننیست. چه اول آیه درباره یك چیز، وسط آن درباره چیزى و آخرش دربارهچیز دیگرى فرود مىآید. سپس فرمود: انما یرید الله لیذهب عنكم الرجساهل البیت و یطهركم تطهیرا. پس فرمود: از پلیدى جاهلیت.» (3) .

لیكن این بدان معنا نیست كه یك وجه عام و كلى نباشد تا آن موضوعاتگونانگون در آن داخل شوند.

اینك و با توجه به مطالبى كه بیان كردیم روشن مىشود كهآیه تطهیر از نوع اول است; زیرا این آیات براى مخاطب ساختن پیامبرصلى الله علیه وآلهفرود آمده و از او مىخواهد كه به منظور حفظ بیت نبوى، بعضى اوامر ونواهى خداوندگار را به همسرانش برساند. از سوى دیگر مىتوان قسم دوم راهم بر این آیه تطبیق داد. این در صورتى است كه بدانیم جامع عام و كلى كههمان حفظ اهل بیتعلیهم السلام است، صدور اوامر و نواهىیى را براى زنانپیامبرصلى الله علیه وآله طلبیده است و كلام نیز متصل بوده سیاق و نظم واحدى دارد

درضمن برادرحق جوی من به این چند نکته هم توجه داشته باش که

اگر بپذیریم كه مخاطب در آیه تطهیر، پیامبرصلى الله علیه وآله و بیت نبوت و رسالتنبوده، بلكه از اول زنان پیامبرصلى الله علیه وآله مخاطب بودهاند، باز هم موجب نمىشودكه این آیه اختصاص به آنان داشته یا ***حتى شامل ***آنان هم باشد. چه دو راهدیگر هم هست كه مىتوان براى رسیدن به این مطلب كه آیه تطهیر مختصاصحاب كساء است پیمود. این دو راه نه به سیاق قرآن اخلال وارد مىآورد ونه مستلزم تكذیب رسول خداصلى الله علیه وآله است كه همواره اصرار داشت كه زنان ازمفاد آیه خارجند. این دو راه عبارتند از:

 

1. التفات

التفات یكى از شیوههاى بیانى است كه مردمان در مكالمات و مذاكراتخود بدان عمل مىكنند و موجب زیبایى، رونق و درخشندگى كلام مىشود وفواید ارزشمندى هم دارد كه شنونده را به كلام پیوند داده، توجه و دقت وىرا برمىانگیزد و موجب مىشود كه خود رابراى شناخت موضوع جدید وشنیدن بیشتر آماده كند. قرآن مجید هم در موارد فراوانى، حتى درفاتحةالكتاب، چنان كه گذشت، از این شیوه استفاده كرده است. فلسفه التفاتدر این آیه این نكته است كه تادیب زنان پیامبرصلى الله علیه وآله از توابع زدودن پلیدى وآلودگى از اهل بیت و گرامى داشت آنان است تا به سبب آنان هیچگونه عیبو ایرادى به اهل بیت نرسد. (4) .

 

2. اعتراض

مىتوانیم فرموده خداوند متعال: «انما یرید الله لیذهب عنكم الرجساهل البیت...» را جمله معترضه برشماریم. البته این در صورتى است كه وروداعتراض در آخر كلام را درست و یا آیات سابق و لاحق را یك كلام یكپارچهبدانیم كه جمله معترضه در میان آنها آمده تا به جنبهها و علل حكم وارده اشارهكند. این جمله معترضه نه تنها معقول و قابل قبول است، بلكه به واسطه حكمتىكه دارد راحج و مطلوب و حتى ضرورى هم هست. آن حكمت عبارتند از بیاناین امر مهم و خطیر; یعنى تعلق اراده الهى بر پاكیزه گرداندن اهل بیت و نیزبیان فرق بزرگ بین اهل بیتحقیقى پیامبرصلى الله علیه وآله و همسران حضرت كه شایدتوهم شود آنان هم در عصمت و طهارت در حد اهل بیت نبوت هستند.

جملههاى معترضه در قرآن فراوان است. خداوند متعال مىفرماید:

فلما راى قمیصه قد من دبر قال انه من كید كن ان كیدكن عظیم یوسف اعرضعن هذا - واستغفرى لذنبك. (5) .

و انه لقسم - لو تعلمون - عظیم. (6) .

واذ قال لقمان لابنه وهو یعظه یا بنى لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظیمووصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا... یابنى انها ان تك مثقال حبة من خردل. (7) .

در اینجا جملات «یوسف اعرض عن هذا»; «لوتعلمون»; و «وصیناالانسان بوالدیه حملته امه وهنا» جملههاى معترضهاند كه امثال آن در قرآناندك نیست. (8) .

واما جناب موسوی جان :بحث تغلیب وغالب بودن زنان پیامبررا اینگونه بیان کنم که:

اولا: هنگامى مىتوان تغلیب را پذیرفت كه محرز شود هیچ یك ازدو طرف در نظر گوینده خصوصیتى ندارد و او در شمول حكم، همگان رااراده كرده و از سوى دیگر قرینهاى هم بر خلاف آن وجود نداشته باشد، امادر مساله مورد بحث نه تنها براى ما محرز نشده كه وى خواهان شمول حكماست، بلكه قراین و شواهد چندى مبنى بر تمایز بین دو طرف در دست داریم.در این باره روایات صحیح و صریحى كه در انحصار اهل بیت در اصحابكساء آوردیم و بخش عمده آن بر خروج زنان پیامبرصلى الله علیه وآله از دایره شمولصراحت داشت كافى است. (12) .

ثانیا: علامه مجلسى در رد این استدلال مىگوید: «خطاب زنان پیامبرصلى الله علیه وآلهسرشار از سرزنش، عتاب و تهدید است، اما خطاب اهل بیت آراسته به انواعمهربانى، نوازش و مبالغه در اكرام و بزرگ داشت است. پس با دقت نظرتباین كامل بین این آیه و آیات پیش و پس از آن بر كسى پوشیده نمىماند.» (13) .

ثالثا: ما بیان كردیم كه اگر هم بپذیریم كه مراد از بیت، همان خانه مسكونىاست، باز اصل صدق عنوان «اهل بیت» بر زنان پیامبرصلى الله علیه وآله اشكال دارد.دانستید كه منظور در اینجا بیت رسالت و نبوت است و نه خانه مسكونى.اگر هم به فرض بپذیریم كه منظور، خانه مسكونى است، خواهیم گفت:- همچنان كه از ملاحظه بعضى از روایتهاى حدیث كساء روشن مىشود -منظور خصوص خانهاى است كه رسول خداصلى الله علیه وآله، اهل كساء را در آن جمعكرد، آن جا كه این آیه شریفه درباره آنان فرود آمد. بنابراین «ال» در «البیت»براى عهد خارجى است. با این توضیح راز این فرموده خداوند متعال روشنمىشود كه خطاب به زنان فرمود: «بیتكن»، اما در اینجا فقط به «اهل البیت»تعبیر كرده است وامادرمورد اظهارات حضرت عالی درموردتغلیب وجریان همسر حضرت ابراهیم بایدبه محضرشریفتان برسانم که :

این توجیه نیز به چند دلیل نادرست است:

اولا: لفظ اهل، چنان كه زمخشرى در تفسیر آیه مباركه «هذه القریةالظالم اهلها» (18) تاكید كرده هم مذكر مىشود و هم مؤنث. بنابراین بهتر آن بودكه به تناسب سیاق آیات، ضمیر مؤنث آورده شود.

دوما: لفظ اهل در این آیه مفرد است، اگر معناى آن جمع بود، آیا بهتر ایننبود كه این مساله هم مراعات شود؟ پس چرا ضمیر جمع آورده و فرموده:«عنكم و یطهركم» وجهت مفرد بودن را رعایت نكرده است تا ضمیر بهصورت مفرد بدان برگردد؟

سوما: كلمه «اهل» آیه تطهیر تابع «عنكم» است و تابع نمىتواند از جهت مذكرو یا مؤنثبودن در متبوع اثر كند. اما این كه بگویند كلمه «عنكم» هم تابع«اهل» دیگرى است كه از كلمه نساء منتزع شده مردود است; زیرا اگر این درستبود مىبایست ضمایر پیشین این آیه نیز مذكر باشند و حال آن كه همه مؤنثند.پس به چه دلیل در ذیل آیه از آن عدول كرده ضمیر مذكر آورده است؟ (19) .

چهارما: در آیه «رحمة الله و بركاته علیكم اهل البیت» مقصود خصوص افرادذكور است كه مجموع اهل بیت ابراهیم هستند و داخل شدن زن در میان آناناز باب تغلیب و تجوز است. بنابراین قیاس با آن نابهجاست; زیرا احدىتغلیب با قرینه را انكار نكرده است.

در مورد آیه «قال لاهله امكثوا» هم چنین است. چنان كه در مورد گفتارآن مرد هم در پاسخ دوستش كه پرسید: «كیف اهلك؟» و او پاسخ داد: «همبخیر» چنین است، چرا كه در اینجا قرینهاى دال بر تعیین مراد وجود دارد وبا وجود قرینه بىاشكال بوده جایى براى بحث و جدال نیست.

پنجما:علاوه بر این، فرق است میان به كار بردن «اهل الرجل» و «اهل بیتالرجل». بنابراین اگر اطلاق اهل بر همسر صحیح باشد، لازم نمىآید كه اطلاقاهل بیتبر همسر نیز صحیح باشد و در روایات گفته شد كه پیامبرصلى الله علیه وآله نفىنفرمود كه ام سلمه از اهل بیتباشد، بلكه او را از اهل خود قرار داد نه ازاهل یتخویش.

ششما: دخول ساره در اهل بیت ابراهیم در آیه «رحمة اللهوبركاته علیكم اهل البیت» از این جهت است كه وى دختر عموى ابراهی م  علیه السلام بود. (20) بنابراین از حیث نسب، داخل در اهل بیت اوست نه از این جهت كه همسر اوست. خواهشاتیزبین باشیدبرادرگلم

دوست داشتم بیشتربنویسم ولی ترجیح دادم کافی باشد ودیگر روایات متوتررابیان نکنم که:!!. داداش من مطالب دیگری رو هم نوشته بودم که تقدیم کنم ولی احساس کردم کافی باشه
انشاالله موفق باشی برادر
جلو حرفام عدد زده بودم که سندشنو هم ارائه بدم که در زیرقابل مشاهده ان:



1) این مضمون در منابع زیر موجود است:
بحار الانوار، ج‏89، ص‏95; وسائل الشیعه، ج‏18، ص‏142 و 150; تفسیر عیاشى، ج‏1، ص‏12;محاسن برقى، ص‏300.
2) ر.ك: وسائل الشیعه، ج‏18، ص‏150; تفسیر عیاشى، ج‏1، ص‏11.
3) تفسیر عیاشى، ج‏1، ص‏17; بحار الانوار، ج‏89، ص‏110.
4) ر.ك: نفحات اللاهوت، ص‏85; دلائل الصدق، ج‏2، ص‏72.
5) یوسف (12) آیات 28 - 29.
6) واقعه (56) آیه 76.
7) لقمان (31) آیه 13 - 16.
8) ر.ك: تفسیر قمى، ج‏2، ص‏193 - 194; الكلمة الغراء فى تفضیل الزهراء، ص‏213 - 214; نهج الحق‏و كشف الصدق (پاورقى)، ص‏174.
9 و 10)ر.ك: التسهیل لعلوم التنزیل، ج‏3، ص‏137; الكلمة الغراء فى تفصیل الزهراء، ص‏213 - 214;التبیان، ج‏8، ص‏38; المواهب اللدنیه، ج‏2، ص‏123; نهج الحق و كشف الصدق، ص‏174; تفسیرقمى، ج‏2، ص‏193 - 194; الصراط المستقیم، ج‏1، ص‏185; نوادر الاصول، ص‏266; احقاق الحق،ج‏2، ص‏566;المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏16، ص‏310; الاصول العامة للفقه المقارن، ص‏158;الصواعق المحرقه، ص‏141; ینابیع الموده، ص‏294.
11) ر.ك: تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏208; السنن الكبرى، ج‏2، ص‏150; التبیان، ج‏8، ص‏308 -309; غرائب القرآن، ج‏22، ص‏10; الجامع لاحكام القرآن، ج‏14، ص‏183; فضل بن روزبهان دردلائل الصدق، ج‏2، ص‏64.
12) التبیان، ج‏8، ص‏308 - 309.
13) بحار الانوار، ج‏35، ص‏235.
14) ر.ك: نظریة الامامه، ص‏182; مختصر التحفة الانثى عشریه‏ص‏151.
15) هود (11) آیه 73.
16) قصص (28) آیه 29.
17) ر.ك: فتح القدیر، ج‏4، ص‏279; نوادر الاصول، ص‏266; الجامع لاحكام القرآن، ج‏14، ص‏183;مختصر التحفة الاثنى عشریه، ص‏150; نظریة الامامه، ص‏182.
18) نساء (4) آیه 75; الكشاف، ج‏1، ص‏535.
19) جوامع‏الجامع، ص‏372.
20) قصص الانبیاء، ص‏100.

موفق باشید.





طبقه بندی: آیه تطهیر، 
برچسب ها: آیه تطهیر، آیااهل البیت زنان پیامبرهستند، نظرعلمای اهل سنت درمورددلالت آیه تطهیر، نظرعلامه طباطبایی درموردآیه تطهیر، آیه تطهیروجبر، شبهات پیرامون آیه تطهیر، شبهات پیرامون آیه تطهیر.جواب شبهات پیرامون آیه تطهیر.آیاآیه تطهیرخلاف بلاغت است.،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 آذر 1391 توسط سیروس بداغی
نمایش نظرات 1 تا 30
تمامی حقوق مطالب برای صراط خوبان محفوظ می باشد