تبلیغات
صراط خوبان - تحریف یا تهمت؟!

صراط خوبان
 
>
 





بسم الله الرحمن الرحیم


تحریف یا تهمت...

از جمله  تهمت های  ناروا  که  دشمنان  شیعه از دیر باز تا کنون  به شیعیان نسبت داده و در کتاب های فراوان خود  آن  را  با آب وتاب خاصی  بیان  کرده  و  می کنند مساله ی  "تــحریــــــف قـــرآن"  است.


 اگر شما هم سابقه ی مناظره با دشمنان مکتب غنی  تشیع را داشته باشید به خوبی به حرف من پی خواهید برد که چکونه ما شیعیان را به جرم اعتقاد به تحریف قرآن کافر می خوانند و حتی  به راحتی حکم قتل ما را نیز صادر میکنند.

اما اینکه حقیقت چیست و اعتقاد مذهب غنی تشیع در رابطه ی با تحریف و عدم تحریف قران چیست حقیر را بر آن داشت تا در این مختصر مطالبی را  تقدیم  شما  ره  پویان حقیقت  قرار  دهم.

مطالبی که چکیده ی گفتگوی حقیر با یکی از همان  افراد است و  امید  است در شناساندن  عقیده ی  شیعه  در مورد  این  مساله   مورد استفاده  شما  عزیزان  و  تمام  مسلمانان  قرار  بگیرد.


...................................................................................


 میگفت:

شما رافضی ها محکوم به کفر هستید چرا که قائل به تحریف قران هستید...




 

ادامه  گفتگو  در  ادامه  مطلب...

 

گفتم:

اگر اعتقاد به  تحریف قرآن موجب کفر کسی  شود پس باید قبول کنید بزرگان  و علمای نامی شما محکوم به کفر هستند وسخنان آن ها مویداین مطلب است که نام برخی ازاین  اشخاص را خدمت شما بیان میکنم.


مورد اول:
عمرابن خطاب و تحریف قرآن


از عمر ابن خطاب نقل شده است که می گوید:انا کنا نقرا فیما نقرا من کتاب الله: ان لا ترغبوا عن آبائکم فانه کفر بکم ان ترغبوا عن آبائکم او ان کفرا. بکم ان ترغبوا عن آبائکم«صحیح بخاری جلد8صفحه210  کتاب الحدود.باب رجم الحبلی»

ما میخواندیم از کتاب خدا ین آیه را ان لا ترغبوا...مفاد این آیه است که روگردان نشوید از پدران خود.زیراین کفر است که از پدران خود روگردان شوید


از ابن عباس نقل شده است که عمر ابن خطاب در خطبه ای که خواند گفت: خداوند  محمد را به حق  مبعوث و کتاب را بر او نازل نمود. پس در آنچه بر اونازل گردید آیه رجم بود وما آن را قرائت میکردیم و حفظ می نمودیم و رسول خدا رجم میفرمود و ماهم بعد از اورجم میکردیم و من میترسم  از این که اگر زمان بر مردم طول بکشد گوینده ای بگوید:ما نیافتیم آیه رجم را در کتاب خدا پسر گمراه  گردند به ترک فریضه ای که خداوند آن را نازل فرموده است پس رجم حق است بر کسی که زنا می نماید از مردان وزنان  هرگاه محصن باشند هنگامی که بینه قائم شود یا زن بار دار شود یا اعتراف نماید. "قسم به خدا اگر نمی گفتند ک عمر در کتاب خدا زیاد نمود هر آینه آن را در قرآن می نوشتم"
«صحیح مسلم بشرح النووی جلد11صفحه 191/سنن ترمذی جلد4صفحه38حدیث1432/سنن ابن ماجه جلد2صفحه 853حدیث2553/اورده البخاری من الصحیح جلد8صفحه208/سنن ابی داوود.کتاب الحدودجلد4صفحه 144-145/»





سیوطی میگوید طبرانی از  عمر ابن خطاب نقل کرده است که قرآن یک میلیون و27هزار حرف است«الاتقان جلد1صفحه 70النوع التاسع عشرفی عددسوره و ایاته و  کلماته و حروفه»
قابل توجه اینکه حروف قرآنی که در دست ماست تقریبا ثلث این مقدار است!!




مورددوم:
عایشه  و تحریف قرآن


عروه ابن زبیر از عایشه درباره سوره احزاب چنین نقل میکند:
وقتی سوره احزاب در عصر رسول خدا قرائت می شد 200آیه بود ولی هنگامی که عثمان  قرآن را نوشت جز همین مقداری که اکنون موجود است نیافت«الدرالمنثورجلد5صفحه180/الاتقان جلد3صفحه82»

قابل توجه اینکه سوره مبارکه احزاب 73آیه دارد!!!!!






در سنن ابن ماجه ازعایشه نقل شده است :
آیه رجم ورضاعه (شیردادن) به کبیره 10 مرتبه نازل شد و این دو آیه در برگی زیر سریر(تخت) من بود وقتی رسول خدا رحلت فرمود وما به مصیبت آن بزرگوار سرگرم شدیم. حیوانی خانگی داخل شد وآن را خورد
«سنن ابن ماجه جلد1صفحه624حدیث1944کتاب النکاح باب رضاع الکبیر»





موردسوم:
مسلم و تحریف قرآن

درصحیح مسلم به نقل از عایشه  نقل شده است  که عایشه میگف:در آن چه نازل شد از قرآن این آیه بود عشر رضعات معلومات یحرمن.
ده بار شیر خوردن موجب حرمت میشود .بعد منسوخ گردید و پنج بار جای آن را گرفت و پیامبر وفات فرمود واین آیات از قرآن قرائت می شد«صحیح مسلم بشرح نووی جلد10.29کتاب الرضاع»


قابل توجه اینکه لازمه ی این سخن عایشه این است که ناسخ و منسوخ هر دواز  قرآن حذف شده باشد.چون در قرآن هیچ یک از آن دو موجود نیست!!!!!




مورد چهارم:
جلال الدین سیوطی و تحریف  قرآن



سیوطی ازحذیفه بن یمان نقل می کند که: از سوره توبه قرئت نمی کنید مگر یک چهارم از آن چه را که ما قرائت میکردیم«الدرالمنثورجلد3صفحه208تفسیرسوره توبه/مسترک حاکم جلد2صفحه331»




سیوطی در جای دیگر از مالک ابن انس نقل میکند که سوره برائت به اندازه  سوره  بقره  بود و اول ان اسقاط شد و بسم الله از جمله ایاتی بود که اسقاط گردید«الاتقان جلد 1صفحه165النوع تاسع عشر فی عدد سوره و آیاته و کلماته و حروفه»




سیوطی  ازثوری نقل میکند:به ما رسیده است که عده ای از اصحاب پیامبر که قاری قرآن بودند در روز مسیلمه مورد حمله دشمن قرار گرفتند و در نتیجه حروفی از قرآن ازبین رفت«الدرالمنثورجلد5صفحه179تفسیرسوره احزاب»




موردپنجم:
عبدالرحمان ابن عوف و تحرف قرآن
«الاتقان جلد2صفحه 25»



موردششم:
ابی ابن کعب  و تحرف قرآن
  «مسند احمدابن حنبل جلد5صفحه132»



موردهفتم:
مالک ابن انس و تحرف قرآن
  «الاتقان جلد1صفحه65»


موردهشتم:
ابوموسی اشعری و تحرف قرآن
«البیان صفحه222»


موردنهم:
ابن ماجه و تحرف قرآن
«سنن ابن ماجه جلد1صفحه625حدیث1944


وغیرهم....

توصیه میکنم برای صدق ادعاهای ما شیعیان  به این کتب مراجعه بفرمایید.


آخر چرا این موارد را فراموش میکنید!؟

 و  براستی  با این همه مدارک محکم  چه میکنید؟؟!!!




این اسناد بزررگان شما را بیان کردم تا بدانید آنانی که در مورد تحریف قرآن پایشان گیر است ماشیعیان نیستیم بلکه شماها هستید  و ما تحریف قران را با تمام وجود رد میکنیم و دلایل ما سخنان بزرگان ما هستند که چند مورد آن را بیان میکنم تا بدانید سالها بی رحمانه به شیعیان تهمت تحریف قرآن را نسبت داده اند.

 

 غافل ازاینکه سخنان بزرگان شما آن گونه است و سخنان بزرگان ما اینگونه:


مورد اول:
شیخ صدوق و عدم تحریف قرآن

ایشان در کتابش که به اعتقادات صدوق نیز معروف است در مورد تحریف قرآن مینویسد:
به اعتقاد ما شیعیان قرآنی که خدا بر پیامبرش نازل فرموده بیشتر ازقرآنی که اکنون در دست مردم موجود است نبوده و تعداد سوره های قرآن نزد مردم 114 سوره می باشد.و نزد ماسوره ضحی و الم نشرح روی هم یک سوره است وهم چنین سوره ایلاف و الم ترکیف نیز یک سوره محسوب می شود.
کسی که به ما نسبت دهد و بگوید ما گفته ایم قرآنی که بر پیامبر نازل گردیده بیش تر از قرآن های موجود است درغ گوست و به ما امامیه تهمت ناروا می زند«الاعتقادات فی دین الامامیه صفحه59»



مورد دوم:
شیخ مفید وعدم  تحریف قرآن

ایشان در ادامه پاسخ مفصل به مساله عدم تحریف قرآن می فرماید: ما در این گونه مسائل توقف می کنیم و از دستوری که به ما داده شده ست مبنی بر این که از همین قرآنی که در بین مردم است پیروی کنید.عدول نمیکنیم (چون خود معصومین فرمودند هر روایتی که  با قرآن و عقل مطابق نبود علم آن را به ما واگذار کنید)
«مصنفات شیخ مفید.جلد7صفحه82المسائل السرویه»




مورد سوم:
سیدمرتضی وعدم تحریف قرآن

ایشان پس از پاسخ مفصل  می فرمایند:در عصررسول خدا قرآن کریم به همین صورت که در این زمان است جمع اوری و تدوین شده بود تمام قرآن در آن عصرتدریس وحفظ میشد وحتی حضرت بر بعضی صحابه حفظ قرآن را واجب و معین کرده بود و آنان نیز قران را حفظ و سپس به عرض پیامبرمیرسانند و  خدمت آن جناب آن را تلاوت میکردند و حتی برخی از صحابه مثل عبدالله ابن مسعود و ابی ابن کعب مکرر خدمت پیامبر ختم قرآن کردند. تمام این ها با اندکی تامل بر این معنا دلالت میکنند که قرآن درعصر پیامبرمتفرق و پرکنده نبود بلکه مدون و مرتب بوده است. کسانی که در این مساله با ما مخالفت کرده اند از امامیه یا حشویه به قول و نظر آنان اعتنایی نمیشود.«مقدمه تفسیر مجمع البیان.جلد1صفحه15»  
 



مورد چهارم:
شیخ طوسی و عدم تحریف قرآن

ایشان میفرمایند:در زیادی قرآن اجماع بر بطلان آن است و نقصان قرآن نیزظاهر مذهب  مسلمانان بر خلاف آن است وهمین مطلب نزد ما به صحت نزدیکتر است.«التبیان.جلد1صفحه269-270»



مورد پنجم :
علامه حلی و  عدم  تحریف  قرآن

ایشان می فرمایند:
حق این است که در قرآن کریم نه تبدیلی رخ داده و نه تقدیم وتاخیری هم چنین قرآن کریم نه زیاد شده و نه کم وپناه می بریمم به خدا از کسی که به امثال این تحریف ها اعتقاد داشته باشد چون لین گونه اعتقادها موجب می شود تا در معجزه پیغمبراکرم (بر اووخاندانش درود) که با تواتر نقل شده است.تحرف راه پیدا کند.«اجوبه المسائل الهنائیه صفحه 121»




مورد ششم:
محقق کرکی و عدم تحریف قرآن

ایشان میفرمایند:
روایاتی که دلالت دارند از قرآن کم شده یا باید دور انداخت یا باید توجیه نمود زیرا اگر روایتی بر خلاف دلیل.کتاب.سنت متواتر و اجماع باشد و نتوان آن را توجیه نمود یا بر وجهی حمل کرد باید آن را از گردونه خارج کرد«التحقیق فی نفی التحریف.صفحه6 والبیان صفحه253»




مورد هفتم:
حرعاملی و عدم تحریف قرآن

ایشان می فرمایند:از تتبع اخبار وتفحص تواریخ و آثار لم قطغی حاصل میشود که قرآن کریمبه عالی ترین درجه تواتر رسیده و هزاران صحابه پیامبر حافظ و قاری قرآن بودند. هم چنین قرآن کریم در عصر  پیامبر تدوین و تالیف شده بود.«الفصول المهمه.صفحه168به نقل از التحقیقفی نفی التحریف جلد18»




مورد هشتم:
شهیدقاضی نورالله تستری و عدم تحریف قرآن

ایشان با صراحت تمام میفرمایند:آن چه به شیعه نسبت داده شده که در قرآن تغییری پدید آمده.این سخن قول مشهور امامیه نیست بلکه فقط عده ایبسیار کم این سخن را گفته اند که بهه قول آنان در بین شیعیان چندان توجهی نیشود.«الاءالرحمان فی تفسیر القرآن صفحه25الی26»



 
مورد نهم:
علامه بلاغی و عدم تحریف قرآن

در مقدمه تفسیر آلاءالرحمان ایشان بحث عدم تحریف را بیان میسازد





مورد دهم:
علامه طباطبایی و عدم تحریف قرآن

ایشان به صورت مفصل در کتاب شریف المیزان در ذیل آیه شریفه ی"انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون" تحریف قرآن را انکار میسازنند.
«المیزان فی تفسیر القرآن.جلد12صفحه101/ترجه المیزان.جلد12صفحه146»







مورد یازدهم:
امام خمینی و عدم تحریف قرآن

ایشان می فرمایند:برخی میگویند که در قرآن کریم آیه ایه ای به نام آیه ی ولایت بوده و حذف شده  است واین سخن به هیچ وجه درست نیست چون اگر این چنین بود میبایست امییرالمومنین علی علیه السلام حتی برای یک بار هم که شده بهاین آیه استدلال می کرد و در برابر این مخالفان خود این آیه ولایت را می خواند و حال آنکه در هیچ مورد حضرت حضرت به چنین چیزی تمسک نکرده اند.البته آن حضرت مکرر  به آیه ی"انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون" وهم چنین به جریان غدیر خم تمسک فرموده است ولیدر نهجالبلاغه و کلمات ائمه  معصومین علیهم السلام ماهده نشده است که به آیه ولایت استدلال شده باشد.پس معلوم می شود اساساآیه ای به نام ولایت نبوده تا کسی آن را ساقط کند.«عدم تحریف قرآن.آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی صفحه42»




مورد دوازدهم:
آیت الله العظمی خویی و  عدم تحریف قرآن

ایشان در مقدمه ی کتاب البیان خود بحث مفصلی راجع به عدم تحریف قرآن دارد که علاقه مندان میتوانند به البیان صفحه213تا278رجوع کنند.
وموارد فراوانی از علمای بزرگ شیعه مانند:




مورد  سیزدهم:
سیدابن طاووس و عدم تحریف قرآن







مورد چهاردهم:
ابن ادریس و عدم تحریف قرآن






مورد پانزدهم:
محقق اردبیلی و عدم تحریف قرآن





مورد شانزدهم:
شیخ طبرسی و عدم تحریف قرآن







مورد هفدهم:
ملافتح الله کاشانی وعدم تحریف قرآن






مورد هجدهم:
شیخ بهایی و عدم تحریف قرآن






مورد نوزدهم:
علامه مجلسی و عدم تحریف قران






مورد بیستم:
سیدبحرالعلوم و عدم تحریف قرآن






مورد بیست و یکم:
شیخ جعفر( معروف به کاشف الغطاء) و عدم تحریف قرآن




 
وموارد دیگر ...


شما برای صدق ادعای ما شیعیان می توانید به سندهای ارائه داده شده و  کتاب التحقیق فی نفی التحریف صفحه14تا22رجوع بفرمایید.


......................................................................


میگفت:
   
                     
مراد ازاین روایات که از بزرگان ما نقل کردید به فرمایش بزرگان «آلوسی وغیره...» نسخ تلاوت است..


گفتم:

جواب اول:

اگر بگویید مساله ی نسخ تلاوت  در عصر پیغمبر  رخ  داده است  این یک  حرف بی پایه و اساس است و باید این مطلب را به اثبات برسانید چرا که در هیچ کتاب روایی شیعی یا اهل سنت نقل نشده  است که پیامبر فرموده باشند فلان آیه تا اینجا تلاوتش بی اشکال است اما از اینجا به بعدش نسخ شده باشد برفرض هم که باشد با خبر واحد نمی توان این گونه مسائل مهم را اثبات کرد زیرا تمام علما اتفاق نظر دارند که  با خبر واحد نمی توان نسخ را اثبات کرد که میتوانید به کتب الموافقات ابن اسحا ق شاطبی جلد3صفحه106به نقل از البیان صفحه 224 رجوع کنید.



جواب دوم:

احمد ابن حنبل معتقد است که  قرآن را باسنت متواتر نمیتوان نسخ کرد و کسانی که میگویند با سنت متواتر ممکن است قرآن را نسخ نمود گفته اند چنین چیزی واقع نشده است "یعنی هنوزرخ نداده که با سنت متواتر آیاتی از قرآن نسخ شده باشد"«البیان صفحه224به نقل از الاحکام فی اصول الاحکام ازآمدی جلد3صفحه201-203»





جواب سوم:

اینکه نسبت بدهید نسخ تلاوت را به عصر رسول خدا با بسیاری از روایات که  توسط  علمای شما  وارد شده  «که متضمن این معنا هستند که این آیات بعد از رسول خدا قرائت میشده است وجزئی از  قرآن بوده است» منافات دارد مگر در سخن عمر ابن خطاب توجه نکردید او میگوید:
"قسم به خدا اگر نمی گفتند که عمر در کتاب خدا زیاد نمود هر آینه آن را در قرآن می نوشتم"
از این روایت به خوبی استفاده میشود که آیه مورد نظر از دیدگاه عمر جزء قرآن بوده است و در زمان رسول خدا تلاوت آن انجام شده است  واگر نسخ شده باشد عمر اصرار نمیکرد که این آیه جزء  قران است و قسم نمی خورد که اگر نمی گفتند عمر در قرآن زیاده نموده آن را در قرآن می نوشم چرا که گر آیه نسخ شد باشد جایز نیست آن را در قرآن کتابت نمود پس کلام عمر صریح است در عدم نسخ آیه رجمو تنها مانع او از مانع از کتابت آیه در قرآن اتهامی است که ممکن است مردم به او بزنند و بگویند در قرآن زیادی قرار داده است بنابراین آیه رجم به اعتقاد و تصریح عمر بعد از رسول خدا جزء قرآن بوده است و در زمان رسول خدا منسوخ نشده است!!




جواب چهارم:

سیوطی در اتقان نقل میکند که عمر آیه رجم را آورد که ابوبکر آن را جزء قرآن قرار دهد.ولی از او پذیرفته نشد چون او تنها بود.
«اتقان جلد1صفحه58»




جواب پنجم:

که عایشه در مورد آیه رضاع میگفت:بعد از رسول خدا آیه رضاع جزء قرآن بوده و به عنوان قرآن   در صحیح مسلم و سنن دارمی  قرائت می گردیده است
«صحیح مسلم بشرح النووی جلد10صفحه29کتاب الرضلع و سنن دارمی جلد2صفحه157»
این نقل عایشه با منسوخ شدن تلاوت آیه در زمان رسول خدا تنافی دارد!!



جواب ششم:

موضوع و اساس  "نسخ تلاوت"  پایه و اساسی ندارد و اصولا هیچ فایده و ثمره ای هم بر آن مترتب نیست تمام الفاظ  و  کلمات  قرآن  مجید  دارای  اعجاز است و تلاوت آن ها هیچ اشکالی  ندارد.و با خبر آحاد نمی توان تلاوت آیات قرآن و معجزه ی جاودانه ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را نسخ کرد.و"نسخ تلاوت" یک خیال باطل است و هیچ دلیل قابل قبولی برای آن وجود ندارد.

تمام این سخنان بیان شد تا به این نتیجه برسید که علمایی مثل آلوسی و غیره که به توجیه اسناد علمای خودتان پرداخته اند نمی توانند  با این توجیه ها "که همگی با دلایل محکم رد شدند"خود را خلاص کنند.

..................................................................

میگفت:

چرا زیر چیزی می زنید که در کتب شما به مراتب بیان شده است وامامان شما روایت آورده اند که قرآن تحریف شده است اگر شما اعتقاد به تحریف قرآن ندارید پس چرا در کتاب هایتان مثل اصول کافی روایاتی را نقل کرده اید که دلالت بر تحریف قرآن داد ؟



گفتم:
جواب اول:

دوست من صرف اینکه یک یا چند روایت در کتابی بیان شود اصلا دلالت بر این نمیکند که مولف کتاب نیز به مضمون و دلالت آن روایت اعتقاد دارد.به عبارتی جمع آوری حدیث هرگز دلیل این نیست که صاحب کتاب  خود نیز به آن اعتقاد دارد.چون اعتقاد و ایمان به دلالت روایت شرایطی دارد که عبارت هستند از:

1.سند روایت صحیح باشد

2.دلالت روایت برمعنای مقصود تمام و کامل باشد.

3.روایت نقل شده باید معارض نداشته باشد.

4.مضمون آن روایت طوری باشد که بتوان در آن مساله به خبر واحد تمسک جست و به آن مضمون اعتقاد پیدا کرد.با این حساب تا این شرایط مهیا نباشد مولف به روایتی که نقل میکند اعتقاد ندارد.

با این وجود  در مورد روایاتی که شما بیان میکنید باید بگوییم روایاتی وجود دارد  که  بر این مطلب دلالت میکنند که در قرآن هیچ تحریفی رخ نداده نه کم شده و نه زیاد پس این روایات که شما میگویید معارض آن روایاتی است که میگوید در قرآن مجید تحریف رخ نداده است و با این حساب روایتی که  فاقد شرایط قبول کردن روایت هست باید بگوییم ناقل روایت به آن اعتقادی ندارد.




جواب دوم:

به اعتقاد ما شیعیان در الفاظ  قرآن هیچ تغییر و تبدیلی واقع نشده است ولی معنا و محتوا تغییر یافته است به عبارت دیگر تحریف معنوی رخ داده است یعنی الفاظ بر غیر معنای حقیقی و مجازی حمل شده است و تحریف به این شکل را احدی منکر نشده است به عنوان نمونه میتوان به سمره ابن جندب اشاره کرد که در کمال گستاخی برای خرسندی معاویه ابن ابوسفیان آیه ی شریفه"و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاه الله والله رئوف بالعباد"که در وصف مولای ما امیرالمومنین علی علیه السلام است را به ابن ملجم مرادی نسبت می داد ودر کمال بی حیایی ادعا میکرد که این آیه در شان  ابن ملجم مرادی است!!!!!

موید این سخن نامه ی امام باقر علیه السلام به سعدالخیر است که حضرت در آن نامه می فرمایند"ویک نمونه از پشت سر افکندن قرآن آن بود که حروف و کلمات آن را ثابت نگه داشتند ولی حدود و احکام آن را تحریف  وتغییر دادند"«اصول کافی.جلد2صفحه627»




جواب سوم:

اما سخن شما در مورد اصول کافی با عنوان باب "انه لم یجمع القرآن کله الا الائمه علیهم السلام و انهم یعلمون علمه کله" مضمون این است که همه ی قرآن را ائمه جمع آوری نموده اند و به درستی که انان علم قرآن را می دانند.
شما وقتی به ظاهر این عنوان نظر کنید فکر میکنید قرآنی که  ائمه جمع آوری کرده اند بیشتر از قرآنی است که در دست مردم است و هیچ کس مانند آنان قرآن را جمع آوری نکرده است در حالی که وقتی در روایات این باب دقت و تامل شود  می بینیم که هیچ کدام از این روایات بر این مطلب دلالت روشنی ندارد.

مثلا در چند روایت این باب آمده است که:

کسی نمی تواند ادعا کند که ظاهر و باطن قرآن همه اش نزد اوست غیر از اوصیای رسول خدا
«اصول کافی.جلد1صفحه228باب انه لم یجمع القرآن کله الا الائمه علیهم السلام »

یا آمده است:
من می دانم همه ی کتاب خدا را از اول تا آخر و گویا همه اش در دست من است
«اصول کافی.جلد1صفحه229باب انه لم یجمع القرآن کله الا الائمه علیهم السلام »

این روایات ممکن است ظاهرشان دلالت بر تحریف قرآن کند اما این گونه روایات مشتمل بر تفسیر یا تاویل پاره ای از آیات یا بیان شان نزول است.

در این مورد نیز از خود کتاب اصول کافی باز میتوان از نامه ی امام باقر علیه السلام شاهد آورد که هیچ وقت الفاظ قران مورد تحریف قرار نگرفتند اگر دقت کرده باشید امام علیه السلام می فرمایند:

"ویک نمونه از پشت سر افکندن قرآن آن بود که حروف و کلمات آن را ثابت نگه داشتند ولی حدود و احکام آن را تحریف  وتغییر دادند"«اصول کافی.جلد2صفحه627»




جواب چهارم:

علامه شیخ محمد جواد بلاغی در مقدمه ی تفسیر آلاء الرحمان درباره این گونه روایات میگوید برخی  از این روایات از نظرمفهوم اختلاف بسیار دارند و به تنافی و تعارض منتهی می گردند به علاوه سند بیشتر این روایات به کسانی باز کی گردد کعخ علما آنان را یه ضعف گفتار. فساد مذهب.وجفا در روایت وصف کرده اند و برخی از انان به دروغگویی و دروغ پردازی شهرت دارند و هرگز نقل روایت از آنان جایز نیست گروهی حتی امامت ائه را قبول نداشتند و با انان دشمنی می کردند این اصاف کافی است که روایت این فراد قابل اعتمائد نباشد.«تفسیر آلاءالرحمان.جلد1صفحه25»



جواب پنجم:

به فرمایش شیخ مفید اخباری که از ائمه نقل شده است همه ی آن ها اخبار آحاد است و نمی توان به صحت آن ها قطع و یقین حاصل کرد. «مصنفات شیخ مفید.جلد7صفحه82تا84»





جواب ششم:

مرحوم آیت الله معرفت میفرماید:
اینجانب با بررسی تمام این روایات چه منقول از اهل سنت و چه منقول از شیعه چنین یافتم که این قبیل روایات که طعن بر شریعت است غالبا یا مجعول و یا به دست دشمنان دین ساخته پرداخته شده است و یا آن که قابل تاویل به وجوه دیگر است و ربطی به تحریف ندارد «علوم قرآنی.صفحه460الی 479»




جواب هفتم:

ما میگوییم قران تحریف نشده است چرا که خداوند حافظ قرآن است مگر نخوانده اید که می فرماید"انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون"این آیه سلامت قرآن از تحریف را به روشنی بیان میکند.




جواب هشتم:

ما میگوییم قران تحریف نشده است چرا که لازمه افزودن بر قرآن امکان هماوردی با قرآن است و به درستی می دانیم که کسی جرات آن را ندارد.و حتی جرات آوردن  یک آیه همانند قرآن از حیث فصاحت.بلاغت.بیان.ومحتوا را ندارد.




جواب نهم:

ما میگوییم قران تحریف نشده است چرا که آن چه در مورد تحریف قرآن گفته اند خبر واحد«خبری که به حد تواتر نرسیده باشد» است و خبر واحد در مورد مسائل اصولی وکلامی فاقد اعتبار است  و شرط پذیرفتن قرآن این است که در هر حرف و هر کلمه و سکنات و حرکات توتر وجود داشته باشد یعنی جمهور مسلمین آن را دست به دست وسینه به سینه به طور همگانی نقل کرده باشند.




جواب دهم:


ما میگوییم قران تحریف نشده است چرا که معیار سنجش صحت روایات ما  طبق سخن پیغمبر در اصول کافی جلد1صفحه69 قرآن است وچگونه قرانی که نتوانسته اعتبار خودش را نگه دارد میتواند معیار سنجش صحت روایات ما شود!




جواب یازدهم:

 ما میگوییم قران تحریف نشده است چرا که اگر قرآن تحریف میشد مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام در برابر این تحریف خطرناک ساکت نمی نشست و لا اقل درزمان خلافت خود اولین کارشان رسیدگی به اصلاح قرآن بود اما هرگز چنین کاری وحتی سخن از آن  در تاریخ ثبت نشده است و مولا به کارهای دیگر مشغول شد که می توانید برخی از آن روشن گری ها را در خطبه سوم نهج البلاغه مطالعه بفرمایید.وجواب های دیگر که مجال ذکر آن ها وجود ندارد...

واینجا بود که با کمال حیرت زدگی از من پرسید:

 مـتـــحیـرم در این که به چه علت این عقیده ی شما را از ما پنهان میکنند...


وسوال من از شما کاربری که این مطالب را مطالعه میفرمایی این است که به چه علت حقایق را پنهان میکنند؟!!






طبقه بندی: عدم تحریف قرآن، 
برچسب ها: یک طلبه ایذه ای، رد تحریف قرآن، تحریف قرآن از دیدگاه بزرگان شیعه،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 بهمن 1392 توسط سیروس بداغی
نمایش نظرات 1 تا 30
تمامی حقوق مطالب برای صراط خوبان محفوظ می باشد