تبلیغات
صراط خوبان - مطالب حقـیـقت زیارت

صراط خوبان
 
>
 

                 


بسم الله النور...

لابلای  کتابش  چند تاری مو  گذاشته بود که یادگار خواهر زاده اش بودند  دوستی  را میگویم  که همین  اتفاق تمامی  شبهه های چندین ساله اش را حل کرد از زیارت گرفته تا بوسیدن بارگاه و ضریح



سخن فوق را مقدمه ی سخنانم قرار میدهم تا چند سطری را به مبلغین عزیز و گرامی تقدیم کنم.



گاهی خیال میکنیم  در مباحث اعتقادی و تبیین راه اهل بیت علیهم السلام  هرگز بیان کردن  مباحث و مثال های عاطفی و احساسی جایی ندارد و به صلاح کارنیست اما حقیقت غیر از این است چرا که در طول تاریخ افرادی با همین تلنگرهای محبت آمیز به خود آمده و ره صد ساله را یک شبه پیمودند.افرادی که گاهی هزاران مقاله و کتاب بر ضد مکتب شیعه و شخص اول شیعه یعنی امیرالمومنین علی علیه السلانگاشته بودند اما وقتی حقایق را در مثال های روشن زندگی  خود می دیدند و‌مورد تذکر مهربانانه قرار میگرفتند  متذکر شده و ناچار به تسلیم در برابر حق میشدند.من دیده ام کسی را که  سالها  بر ضد بوسیدن ضریح و حرم اهل بیت علیهم السلام مطلب مینوشت و سخن میگفت و تبلیغ میکرد اما خود  زلف نگارش را به پاس عشق وعلاقه در نزد خود حفظ کرده و میبویید که همین کار او بود که منجر به تذکری مهربانانه از طرف دوستش شد و  با کمی تامل  به خود آمد  و از نظر غلط خویش بر گشت و شنیده میشد که آه میکشید که مگر چه فرقی میکند این عشق به مویی که منتسب به محبوب من است با آن ضریحی که منتسب به محبوب شیعه است.



 این یک نمونه از هزاران نمونه ای است که یادآوری و تذکر سرشار از عاطفه ی یک دوست کار خود را میکند و موجب روشنگری و‌سعادت میشود.



آن قدر داستان و حکایات در این باره زیاد است که میترسم اگر به بیان داستان و حکایت بپردازم از مقصود خود دور شوم.حال تمام کسانی که در این راه و مسیر  قلم میزنند سخن میگویند کیلومترها سفر میکنند تا همچون فانوسی در صحرای دل ها نور افشانی کنند اگر اساس کارشان را محبت و طبیبانه سخن گفتن تذکر دادن و در کنار استدلالات عمیق  استناد به مثال های عاطفی  مجرب  قرار دهند  موفقند و اگر غیر از این باشد ره به مقصود نخواهند بُرد حتی اگر  تمام  کتاب های  کلامی  اکابر  شیعه را از بر باشند.مگر غیر این است که امروزه دشمنان اسلام افرادی را در مقابل همین فکر  تربیت کرده و میکنند همانانی که به ظاهر تسلط بر تمام کتب  کلامی شیعه و سنی  دارند اما سخنانشان در باطن بویی از مهر و محبت و رحمانیت ندارد.



و آن گاه  که به ظاهر  و تعابیر شخصی علوم اهل بیت علیهم السلام را با خشونت و تندی نشر می دهند گذشته از اینکه هیچ تاثیری در روشن گری مسیر اهل بیت علیهم السلام ندارد بلکه تصویری خشن و بی روح و عاطفه از اهل بیت علیهم السلام در ذهن های جهانیان ثبت میکنند  و آن جاست که جبهه ی باطل موفق میشود چرا که جبهه ی حق را طوری جلوه داده اند که دیگر کسی حتی حاضر به تحقیق در مورد آن نمیشود چه برسد به تبعیت از آن.مساله ای که امروزه مصادیقش را به وفور در شبکه های ماهواره ای میتوان دید که در زیر عمامه ی به ظاهر شیعه  اشخاص سخنانی رانشر میدهند که هیچ سنخیتی با مرام و روش رهبران شیعه نداشته و ندارند.



رهبران شیعه آنانی که از علوم و معارفشان بی خبرند را ایتام آل محمد نامیده اند


ای کاش همه ی صاحبان اندیشه  کمی در این سخن تامل کنند مگر این گونه نیست که با یتیم می باید لطیف ترین و زیباترین برخورد را داشت مگر غیر این است که کوچکترین بد رفتاری با یتیم مذموم است و باید حق یتیم را با زیباترین روش به او دادپس چرا ما با ایتام آل محمد در عصر کنونی  اینگونه رفتار میکنیم چرا با خشونت تمام با ایتامی که هرگز دستشان به معارف اهل بیت علیهم السلام نرسیده است برخورد میکنیم آیا غافل از این شده ایم که باید در قبال دادن حق یتیمی که در دست ما به امانت سپرده شده است پاسخگو باشیم؟ و ایا نمیترسیم که فردای قیامت ایتام آل محمد از ما شکایت کنند؟شکایت از بد رفتاری ها و ندادن حقی که  باید با لطیف ترین و ناب ترین  برخورد به آنان تقدیم میشد طوری که آنان  با میل و رغبت به سمت ما بیایند نه طوری که آنان پشیمان از آشنایی با ما و راه ما شوند.
 



 ان شاءالله که اینگونه حرگت کنیم چرا که اگر اینگونه حرکت کردیم هم خدای مهربان  نظر لطفش را شامل حالمان میکند و هم تاثیر و نفوذ سخنماندر راه مکتب غنی اهل بیت علیهم السلام بیشتر میشود.




طبقه بندی: سوالات یک طلبه شیعه،  حقـیـقت زیارت، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 بهمن 1393 توسط سیروس بداغی




جرعه ای از زیارت...


بسم الله الرحمن الرحیم

طبق سخن رسول خدا صلی الله علیه واله اگر مرد یک سخن حکیمانه بشنود و سپس ان را نقل کند یا اینکه بشنود و به ان سخن عمل کند ازعبادت یک سال  برای او بهتراست. «بحارالانوار.جلد1صفحه183»


و با توجه به دیگر فرامین آن حضرت توقع و درخواست حضرت از امت شان این است که دارای دوخصلت باشند یاعالم باشند و یادرپی آموختن علم باشند وصورت سوم یعنی بیهوده سپری کردن وقت وسپری کردن اوقات به امور پوچ و خوش گذرانی های بیهوده هیچ وقت ازنشانه های امت آن  بزرگوارنبوده ونیست.


«المحاسن.صفحه227.بحارالانوارجلد1صفحه194»

شاید علت این همه تاکید بر مساله ی علم آموزی در دین اسلام به این خاطر بوده است که علم همچون سپری قوی و سدی  محکم در مقابل خرافات و طوفان های شبهات انسان را حفظ میکند تا انسان به مقصد نهایی خود یعنی رسیدن به معرفت الله نایل آید.

با این وجود آیا شده است از خومان سوال کنیم که وقتمان و ساعت های عمرمان چگونه سپری میشوند؟ آیااز خودمان پرسیدهایم که ازابتدای روز تا انتهای آن چه اندازه کاسبی کرده ایم « یعنی چه اندازه متاع  سوال را داده و کالای جواب را دریافت کرده ایم »؟

چه  اندازه آن چه آموخته ایم  را در نشست وبرخواست هایمان برای هم دیگر نقل کرده ایم؟

و آیا یک بار و تنها یک بار حاضر شده ایم آن چه که در صحبت هایمان رد وبدل میشود را بر صفحه کاغذ بیاوریم؟

 این حرف ها را نوشتم تابگویم  بعید نیست که من وشما با انتقال یک سخن حکیمانه ودرست بتوانیم مسیرغلط  یک نفر را عوض کنیم و ازآن طرف هم بعید نیست که افرادی با شنیدن سخنان غلط مسیرشان عوض شود و به بیراهه کشیده شوند. اینجاست که باید جبهه ی حق مجری انتقال سخنان درست باشد نه اینکه جبهه ی باطل درانتقال سخنان منحرفانه پبش تاز شود .

مسلما مقدمه ی فهمیدن سخنان حکیمانه تا انتقال آن چیزی نیست جز همان چه که  رسول خدا  صلی الله علیه واله فرمودند یعنی: آمـوخـتـن  دانش.

این  را هم بدانیم  که نقل سخن حکیمانه یعنی «سخن خدا وبرگزیدگان خدا» هرگز مکان  نمیشناسد تو  میتوانی  ناقل  سخنان  حکیمانه باشی  در حالی که در صف  نانوایی ایستاده ای یا  در اتوبوس  و مترو و تاکسی نشسته  یاشی حالا این که چگونه بگوییم که مستمع زده نشود راه دارد که باید نزد اهلش یاد گرفت.

خلاصه ی کلام این که اگرما تاکنون 10 بار در اتوبوس  و 10  باردر صف  نانوایی و 10 بار در  مسجد و 10 بار درجمع هم  کلاسی هایمان و 10 بار در جمع های خانوادگی و 10 باردر پیامک هایمان و 10 باردر  اینترنت امدن هایمان  تنها 10 سخن حکیمانه را نقل کرده باشیم طبق سخن امین خدا حضرت محمد صلی الله علیه واله مثل  این  میماند که 80سال عبادت  کرده ایم وهشتاد سال عبادت مگر شوخی است...

پس  بیایید همه با هم در این  مساله ی علم آموزی و نقل علم که همچون انتقال نور به تاریکی می ماند همت  کنیم  تا  ان شا الله به آن چه که بهترین های خدا به ما وعده داده اند برسیم .


و اما ان  چه  در  این  پست  میخوانید  گفتگویی  است  ساده و مفید  برای شما طالبان  حقیقت


.......................................................

 

مــیـگـفـت:

چگونه  میشود  با  یک  زیارت  حضرت  معصومه  بهشتی  شد.  این  حرف  شما  را  من  هرگز  نمیپذیرم

 

گـفـتـم:

من  هم  نمیپذیرم  که  تنها  با  یک  زیارت  خشک  و  خالی  کسی  بهشتی شود.

 

مــیـگـفـت:

زیارت زیارت  است  مگر  تر و خشک  دارد؟




ادامه  گفتگو  در  ادامـه  مطلب...
 



ادامه مطلب

طبقه بندی: حقـیـقت زیارت، 
برچسب ها: علم اموزی، بهشت، زیارت، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 شهریور 1393 توسط سیروس بداغی

                    استقبال باشکوه مردم اهواز از ضریح مطهر امام حسین (ع)

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

          **قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم:زورواالقبورفانهاتذکرکم الاخره**

                            به زیارت قبوربروید.زیراآخرت رابه یادشمامی آورد

                                           سنن ابن ماجه ج1ص 5باب 4حدیث1569

 

سخن نخست...آیامامشركیم؟:

یکی ازتهمت هایی که وهابیت آن رابه شیعیان نسبت میدهند وماشیعیان رادرردیف مشرکان وبت پرستان قرارمیدهند همین {مساله زیارت} است که بدون فهم ودرک عمیق این کاروباچشم پوشی ازنصوص خودرا ازاین فیض عظیم بی بهره میکنندومانع انجام آن میشوند.

دراین پست سعی حقیربراین است که مطالبی کوتاه ومفیدومختصر را درخدمت شما ره پویان حقیقت قراربدهم تاهمگی ما ازشراین سخنان پوچ وبی محتوا درامان باشیم گوشه هایی ازاین مناظره بایکی ازهمان افراد به شرح ذیل هست :

او

چراشماشیعیان این همه جنجال به پامیکنید ؟



ادامه مطلب

طبقه بندی: حقـیـقت زیارت، 
برچسب ها: حقیقت زیارت، زیارت وترویج شعائرالهی، قبرحضرت ابراهیم.قبرحضرت موسی.قبرابوحنیفع.قبرابوهریره، بررسی شبهات وهابیت درموردزیارت، نظربزرگان اهل سنت درموردزیارت، فرق زیارت وبت پرستی، آیازیارت کردن با بت پرستی یکی است،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 دی 1391 توسط سیروس بداغی
تمامی حقوق مطالب برای صراط خوبان محفوظ می باشد